دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠٣ - ١/ ٩ روى گردانندگان از بيعت با امام
بودند كه از بيعت با على بن ابى طالب ٧ سر باز زدند و از بيعت با وى خوددارى كردند. اينان و گروهى ديگر، از كناره گيرندگان [از بيعت] بودند و دليل آنان، اين بود كه گفتند: اين [بيعت]، فتنه است.
گروهى ديگر به على ٧ گفتند: به ما شمشيرهايى بده تا همراه تو نبرد كنيم كه اگر بر مؤمنان فرود آورديم، در آنها كارگر نباشد و در جسمهايشان فرو نرود، و اگر بر كافران فرود آوريم، بر بدنهايشان فرو رود!
على ٧ از اينان رو گردانْد و اين آيه را تلاوت كرد: «و اگر خداوند در آنان، خيرى مىيافت، قطعاً شنوايشان مىساخت، و اگر آنان راى شنوا مىكرد، حتماً باز به حال اعراض، روى بر مىتافتند».
١٣١٥. تاريخ اليعقوبى: مردمان، جز سه نفر از قريش، بيعت كردند: مروان بن حكم، سعيد بن عاص و وليد بن عقبه كه سخنگوى گروه بود. او چنين گفت: اى مرد! تو نزديكان ما را كُشتى. امّا من؛ پدرم را در جنگ بدر، اسير كُشتى، و امّا سعيد؛ پس پدر او را در جنگ بدر كُشتى، در حالى كه پدرش از چهرههاى درخشان قريش بود، و امّا مروان؛ پس پدر او را سرزنش كردى و از عثمان، هنگامى كه وى را به خود نزديك كرد، عيبجويى نمودى ... [از اينرو] با يكديگر پيمان بستيم [كه در صورتى با تو بيعت كنيم] كه آنچه كردهايم، [كيفرش را] از ما بردارى، و آنچه در دست ماست، بر ما ببخشى و قاتلان رفيق ما (عثمان) را به قتل برسانى.
على ٧ خشمگين شد و فرمود: «امّا اينكه گفتى من نزديكان شما را كشتم، [بدانيد كه] حق، نزديكان شما را كشت. امّا اينكه از آنچه كردهايد، دست بردارم، من حق وانهادن حق خدا را ندارم؛ و امّا اينكه آنچه در دست شماست، بر شما ببخشم، پس در آنچه از آنِ خداوند و مسلمانان است، عدالت، شما را فرا مىگيرد.
و امّا كشتن قاتلان عثمان؛ اگر امروز كشتن آنها بر من لازم باشد، فردا مبارزه با آنان نيز، بر من لازم خواهد بود. ليكن به سود شماست كه بر كتاب خدا و سنّت پيامبر خدا وادارتان سازم. آنكه حق بر او تنگ باشد، باطل برايش تنگتر است، و اگر مايليد، به پيشگامانتان بپيونديد».
آنگاه مروان گفت: با تو بيعت مىكنيم و همراهت مىمانيم تا ببينى و ببينيم [چه خواهد شد].