دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٢٥ - ٦ تأسيس«بيت القصص(صندوق شكايات)»
روابط اجتماعى، يارى مىخواست و مىفرمود:
أيُّهَا النّاسُ! أعينوني عَلى أنفُسِكُم وايمُ اللّهِ لِأُنصِفَنَّ المَظلومَ مِن ظالِمِهِ، و لَأَقودَنَّ الظّالِمَ بِخِزامَتِهِ.[١]
به خدا سوگند، كه دادِ ستمديده را از آن كه بر او ستم شده بستانم و مهار ستمكار را بگيرم.
داستانهاى حمايت عملى آن اسوه عدالت از ستمديدگان، بسيار خواندنى، و براى داعيهداران پيروى از آن بزرگوار، بسى آموزنده است.
٦. تأسيس «بيت القصص (صندوق شكايات)»
پيشواىِ ستمستيزان كه مىكوشيد كه به هر گونه ممكن، ستمديده يارى شود و داد او ستانده شود، بىگمان، از هيچ كوششى در اين راه براى دريافت پژواك نداى مظلوم، دريغ نمىكرد.
مظلومان چگونه بايد نداىِ خود را به حاكمان برسانند؟ روشن است كه گاهى فرودستان، ياراى نزديك شدن به دستگاه حاكمى را ندارند، تا چه رسد به طرح سخن و گزارش و شِكوه و. .. و چه بسيار كه ناله مظلومْ چون انعكاس يافته، نتيجه عكس داده است و مسئولى كه بايد مؤاخذه شود، ارتقا يافته و شاكىِ شكوه كننده از خود شده است. حضرت على ٧ براى اينكه اين دشوارى را چاره كند و در حدّ ممكن، مشكل عدم طرح مستقيم مظلوميتها و دادخواهىها حل شود، جايگاهى به نام «بيت القصص» تأسيس كرده بود تا مردمان، مظلومان و هر آنكه مسئلهاى دارد و از طرح روياروى آن ناتوان است، دادخواهى خود را بنويسد و بدانجا بيفكند تا على ٧ از آن مطّلع شود. امام، خود در ميان مردمان ندا در داد كه هر كس را نيازى
[١]. ر. ك: ج ٤ ص ٢١٠ ح ١٦٢٤.