دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٥٠١ - ١/ ٩ روى گردانندگان از بيعت با امام
دادند و بدين ترتيب، جمع بين دو قول، امكانپذير است.
احتمال ديگر اين است كه اينان، در بيعت عام و فراگيرى كه در مسجد انجام شد، از بيعت كردن، خوددارى كردند و بهانههايى هم براى اين عمل خود، تراشيدند؛ ليكن پس از آن كه مراسم بيعت تمام شد و خلافت على ٧ استوار گشت، آنان نيز به بيعت، رغبت نشان دادند. گزارش مراجعه مروان و وليد و سعيد بن عاص كه پس از پايان بيعت عام، به سراغ امام آمدند و پس از مباحثاتى، با ايشان بيعت كردند و همچنين متن ديگرى كه از اعتراف عبداللّه بن عمر، اسامه و سعد بر بيعت با امام على ٧ حكايت دارد، شاهد بر اين ادّعاست.
١٣١٣. امام على ٧ از سخنان ايشان به هنگام سر باز زدن عبداللّه بن عمر، سعد بن ابى وقّاص، محمد بن مسلمه، حسّان بن ثابت و اسامه بن زيد از بيعت: اى مردم! با من بيعت كرديد بر آنچه با حاكمانِ پيش از من بيعت شده است. همانا اختيار، براى مردم است، پيش از آن كه بيعت كنند؛ امّا هنگامى كه بيعت كردند، اختيارى برايشان نيست. به درستى كه بر امام است كه استوارى و درستى پيشه سازد، و بر مردم است تسليم شدن و سازگارى.
اين، بيعتى است عمومى. هر آنكس كه از آن رو گرداند، از اسلام رو گردانده است و راهى جز راه مسلمانان را پيروى كرده است. بيعت شما با من، ناگهانى و بىانديشه نبود و انگيزه شما و من، يكى نيست. من شما را براى خدا مىخواهم و شما مرا براى خود مىخواهيد. به خدا سوگند، براى دشمنان، خيرخواهى مىكنم و نسبت به ستمديدگان، انصاف به خرج مىدهم.
به من از سعد، ابن مسلمه، اسامه، عبداللّه و حسّان بن ثابت، مطالبى رسيده كه آن را نمىپسندم. خداوند، ميان من و آنان [داور] است.
١٣١٤. مُروج الذهب: سعد، اسامة بن زيد، عبداللّه بن عمر و محمد بن مسلمه، از كسانى