دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٣٧ - ٥/ ٣ ٤ تحريكات طلحه
١١٩٠. العقد الفريد به نقل از ابن سيرين: از اصحاب پيامبر ٦ كسى تندتر از طلحه بر ضدّ عثمان نبود.
١١٩١. شرح نهج البلاغة به نقل از عبيد بن حارثه: شنيدم كه عثمانْ خطبه مىخوانْد و مردم، پيرامون او را گرفته بودند. او گفت: اى دشمنان خدا! بنشينيد. طلحه بر او بانگ زد: آنان دشمنان خدا نيستند؛ بلكه بندگان اويند و كتابش را خواندهاند.
١١٩٢. شرح نهج البلاغة به نقل از محمّد بن سليمان: طلحه شك نداشت كه حكومت، پس از عثمان به او مىرسد، به دليلهايى از جمله: سابقهاش [در اسلام]، پسر عمو بودنش با ابو بكر (كه ابو بكر در ميان مردم آن روزگار، منزلتى بزرگتر از اكنون داشت) و نيز گشادهدستى و سخاوتش.
[نيز] او در زمان ابو بكر، با عمر، كشمكش داشت و دوست داشت كه ابو بكر، خلافت را پس از خود به او وا گذارَد. او پيوسته چيزهايى درباره عثمان مىبافت و در همه جا مىپراكند و دلها را با او دشمن و مردم را از او دلْچركين مىساخت و اهالى مدينه و صحرانشين و شهرنشين را بر او مىشوراند و زبير، او را يارى مىكرد.
زبير نيز اميد به خلافت خود داشت و اميد آن دو كمتر از اميد على ٧ نبود و بلكه بيشتر هم بود؛ زيرا دو خليفه اوّل، على ٧ را از جايگاه حقيقىاش كنار زده و او را پايين آورده و حرمتش را در ميان مردم، شكسته بودند و [او ديگر] از يادها رفته بود و بيشتر كسانى كه ويژگىها و فضيلتهاى او را در دوران پيامبر ٦ مىدانستند، از دنيا رفته بودند و مردمى پديد آمده بودند كه او را نمىشناختند و او را جز مردى از توده مسلمانان نمىدانستند و از آنچه او را بالا مىبُرد، چيزى باقى نمانده بود، جز آن كه پسر عموى پيامبر خداست و همسر دختر او و پدر دو نوه او و