دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٧ - ٢ حقمدارى
چنين است كار و بار سياستمداران حرفهاى، كه اگر دروغگويى و فريب و دو رويى، از دايره سياست آنان حذف شود، چيزى از آن باقى نخواهد ماند. سياستِ علوى، دقيقا در تضاد با اين شيوه است. در نگاه او، صداقت، نخستين شرط سياستمدارى است. اگر صداقت از مجموعه كُنشها و رويارويىهاى سياستمداران با مردم حذف شود، حقمدارى، قانونگرايى، حقوق بشر، عدالت اجتماعى و. .. بىمعنا خواهد بود و پوچ. به ديگر سخن، همه اينها در نبود صداقت، شعارهايى خواهند بود به قصد فريب مردم و ابزارى براى تجاوز بيشتر به حقوق آنان.
در سياست علوى، بهرهگيرى از شيوه وارونهسازى، تنها در جنگ، مجاز خواهد بود؛ با قيدها، ويژگىها و چارچوبهايى كه بدان اشاره خواهد شد و بههنگام سخن گفتن از «سياست نظامى امام»، چگونگى آن را بيان خواهيم كرد.
٢. حقمدارى
حقمحورى، مظهر صداقت سياسى در حكومت علوى است. حقمدارى، جلوه والاى استوارْ گامى آن بزرگوار در صداقت سياسى است. حقگرايى و حقمدارى، در جاىْ جاىِ حكومت كوتاه آن بزرگوار، به روشنى پيداست. على ٧ جز به حق نمىانديشد و آهنگى جز احقاق حق ندارد. فرياد او براى احقاق حق است، و سكوتش براى ايجاد زمينههايى در جهت پاسدارى از حق. آموزههاىِ آن بزرگوار در اين زمينه، بسى تأمّل برانگيز و تنبّهآفرين است. كم نبودند كسانى كه از حقّ و حقمدارى سخن مىگفتند؛ امّا چون منافع شخصى، گروهى و مسلكى آنان با شعارهايشان روياروى مىشد، تأويلها و توجيهها، حق را به مسلخ مىبرد؛ و شگفتا از استوارى على ٧ بر حقمدارى. در نگاه او اجراى حق، «اصل» است. پس بايد بر همگان روا شود: دوستان، نزديكان، خودىها و غيرخودىها و ....