دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٩٤ - (٢) مبانى حكومت بر دلها
پايه محبّت خداوند، استوار است. او در اين زمينه مىفرمايد:
إنَّ هذَا الإِسلامَ دينُ اللّهِ الَّذِى اصطَفاهُ لِنَفْسِهِ، وَ اصطَنَعَهُ عَلى عَينِهِ و أصفاهُ خِيَرَةَ خَلقِهِ، و أقامَ دَعائِمَهُ عَلى مَحَبَّتِهِ.[١]
اسلام، دين خداوند است كه آن را براى خود برگزيد و به ديده عنايت خويش، آن را بپروريد، و بهترين آفريدگان خود را ويژه آن ساخت و ستونهاىِ آن را بر دوستى خود، استوار داشت.
پيشوايان دينى و رهبران راستين سياسى امّت اسلامى، جلوههاى محبّت مردم به آفريدگارند و مهرورزى مردم به آنان، مهرورزى به خداست. بر اين اساس، پايگاه اصلى حكومت اسلامى، فراتر از بيعت و رأى مردم است. حكومت اسلامى، ريشه در عشق و محبّت مردم دارد؛ و اين است راز آن همه تأكيد قرآن و احاديث اسلامى بر محبّت اهل بيت :.
از سوى ديگر، روشن است كه محبّت، امرى دستورى نيست. چنين نيست كه بتوان انسان را با بخشنامهاى، بر خلاف كشش درونى او، به مهرورزى به كسى يا چيزى وا داشت.
انسان، عاشق زيبايىهاست. عشق به زيبايى، در اعماق جان انسان است. او به گونهاى فطرى، همه زيبايىهاى مادّى و معنوى را دوست دارد. بدينسان، اگر بينش، منش و كردار كسى را زيبا ديد، به او عشق مىورزد، و اگر نازيبا ديد، از او روى بر مىتابد. اين، مقتضاى فطرت اوست، مگر اينكه فطرت او ديگرسان شود.
از اينجا در مىيابيم كه راز تأكيد بر محبّت اهل بيت، و فلسفه وجوب دوستى با آن بزرگواران، ترغيب به شناخت واقعى آنهاست؛ چرا كه منش، رفتار و تعامل آنان با مردمان، آنسان زيبا و كششآفرين است كه شناخت بىپيرايه و واقعىْ همان، و
[١]. نهج البلاغة: خطبه ١٩٨ نيز، ر. ك: دوستى در قرآن و حديث: بخش دوم/ فصل دوم: اسباب خدا دوستى.