دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٢٥ - ٥/ ١٥ حجگزارى عايشه به هنگام محاصره عثمان
گرد آمدهاند و ديدم كه طلحة بن عبيد اللّه، كليدهاى بيت المال و خزانه را تحويل گرفته است و اگر او خليفه شود، به سيره پسر عمويش ابو بكر رفتار مىكند.
ابن عبّاس مىگويد: گفتم: اى مادر! اگر بر سر اين مردْ بلايى بيايد، مردم جز به سَرور ما [على ٧] روى نمىآورند.
گفت: بس كن، كه من نمىخواهم با تو كشمكش و ستيزه كنم.
١٢٥٠. تاريخ الطبرى به نقل از عبيد بن عمرو قرشى: عايشه [از مدينه] بيرون رفت، در حالى كه عثمان در محاصره بود. در مكّه مردى به نام اخضر به نزدش آمد. عايشه به او گفت: مردم چه كردند؟
گفت: عثمان، مصريان را كشت.
گفت: إنّا للّه و إنّا إليه راجعون! آيا گروهى را كه به طلب حق آمدهاند و به انكار ظلم برخاستهاند، مىكشد؟! به خدا سوگند، به اين كار، رضايت نمىدهيم.
سپس شخص ديگرى آمد. عايشه از او پرسيد: مردم چه كردند؟
گفت: مصريان، عثمان را كشتند.
گفت: شگفتا از اخضر! مقتول را قاتل پنداشته است!
از اين رو، به اخضر، مَثَل مىزنند و مىگويند: دروغگوتر از اخضر.
١٢٥١. تاريخ اليعقوبى: عايشه در مكّه بود. او پيش از كشته شدن عثمان، از مدينه بيرون آمده بود. چون حجّش را به پايان برد، باز گشت و در ميان راه به ابن امّ كِلاب برخورد. به او گفت: عثمان چه كرد؟
گفت: كشته شد.
گفت: از رحمت خدا دور باشد!
سپس پرسيد: مردم با چه كسى بيعت كردند؟
گفت: با طلحه.
گفت: به خوب كسى رسيد، صاحب انگشت [كه در جهاد، قطع شد].