دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٧٩ - ١/ ٥ نخستين كسى كه بيعت كرد
١/ ٥
نخستين كسى كه بيعت كرد
١٢٩٤. الكامل فى التاريخ: هنگامى كه عثمان كشته شد، ياران پيامبر خدا از مهاجران و انصار، در حالىكه در ميان آنان طلحه و زبير نيز بودند، گِرد آمده، نزد على ٧ رفتند و به وى گفتند: مردم را گريزى از داشتن پيشوا نيست. على ٧ فرمود: «مرا به حكومت بر شما نيازى نيست. هر آنكس را كه برگزيديد، بدان رضايت مىدهم».
گفتند: جز تو را برنگزينيم.
بارها نزد او آمد و شد كردند و در آخرين مرتبه به وى گفتند: به درستى كه كسى را شايستهتر از تو بر امر حكومت نمىشناسيم كه از تو پيشتازتر [در اسلام] و به پيامبر، نزديكتر باشد.
آنگاه امام فرمود: «چنين مكنيد! اگر من وزير باشم، بهتر از آن است كه امير باشم».
آنان گفتند: به خدا سوگند، هيچكارى انجام نمىدهيم، مگر آنكه با تو بيعت كنيم.
فرمود: «پس در مسجد؛ چرا كه بيعت من، پنهانى نخواهد بود و جز در مسجد، انجام نخواهد شد».
در اين هنگام، امام در خانهاش بود و گفته شده در بُستان بنى عمرو بن مبذول بود.
آنگاه حضرت به سوى مسجد روانه شد، در حالىكه عبايى بر دوش و لباسى بلند برتن و عِمامهاى از خَز بر سر داشت و كفشهايش در دستش بود و بر كمانى تكيه كرده بود. سپس مردم، با وى بيعت كردند.
نخستين كسى كه بيعت كرد، طلحة بن عبيداللّه بود. حبيب بن ذؤيب، به وى نگاه كرد و گفت: پناه بر خدا! نخستين دستى كه براى بيعت دراز شد، دستى عليل و ناتوان بود. اين كار، به سامان نرسد! سپس زبير بيعت كرد.
على ٧ به آن دو فرمود: «اگر دوست داريد، شما با من بيعت كنيد و اگر مىخواهيد، من با شما بيعت كنم؟».
گفتند: ما با تو بيعت مىكنيم.
١٢٩٥. الجمل به نقل از زيد بن اسلَم: طلحه و زبير، نزد على ٧ آمدند، در حالىكه به باغهاى [اطراف] مدينه پناه برده بود. آن دو بر وى وارد شدند وگفتند: دستت را بياور تا با تو بيعت كنيم؛ زيرا مردم، تنها به [خلافت] تو رضايت مىدهند.