دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ١٩٧ - ٤/ ٧ ٦ كتك زدن و تبعيد كعب بن عبده
خبرش را به او نوشت. عثمان نيز به عبد اللّه بن عامر بن كُرَيز نوشت كه او را روانه كن. او نيز روانهاش كرد.
١١٧٢. تاريخ الطبرى به نقل از علاء بن عبد اللّه بن زيد عنبرى: گروهى از مسلمانان گرد آمدند و كارهاى عثمان و آنچه را كرده بود، يادآور شدند و نظرشان بر اين قرار گرفت كه كسى را به سوى او بفرستند تا با او سخن بگويد و او را از بدعتهايش آگاه كند. پس، عامر بن عبد اللّه تميمى عنبرى را (كه عامر بن عبد قيس نيز خوانده مىشد)، به سوى او فرستادند.
عامر بر عثمان وارد شد و به وى گفت: گروهى از مسلمانان گرد آمدند و در كارهاى تو نگريستند و چنين يافتند كه تو كارهاى بسيار بدى مرتكب شدهاى. پس، از خداى عز و جل پروا كن و توبه نما و از اين كارها دست بردار.
عثمان گفت: به اين نگاه كنيد. مردم مىپندارند كه او قارى قرآن است؛ ولى او مىآيد و با من درباره چيزهاى بىارزش سخن مىگويد! به خدا سوگند، او نمىداند خدا كجاست.
عامر گفت: من نمىدانم خدا كجاست؟
گفت: آرى. به خدا سوگند، نمىدانى خدا كجاست.
عامر گفت: به خدا سوگند، چرا. مىدانم كه خدا در كمين توست.[١]
٤/ ٧ ـ ٦
كتك زدن و تبعيد كعب بن عبده
١١٧٣. أنساب الأشراف: گروهى از قاريان [كوفه]، از جمله: مَعقِل بن قيس رياحى، عبد اللّه بن طُفَيل عامرى، مالك بن حبيب تميمى، يزيد بن قيس ارحبى، حُجر بن عَدىِّ كِندى، عمرو بن حَمِق خُزاعى، سليمان بن صُرَد خزاعى (كه كنيهاش ابو مُطرِّف بود)،
[١]. اشاره است به آيه ١٤ از سوره فجر.