دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٩ - ٢/ ٢ به خلافت رساندن عمر بن خطاب
١٠٢٦. امام على ٧ در توصيف به خلافت رسيدن عمر بن خطّاب: و اگر ارتباط ويژه ابو بكر با عمر نبود، اميدى داشتم كه خلافت را از من نراند.
٢/ ٢
به خلافت رساندن عمر بن خطّاب
١٠٢٧. تاريخ اليعقوبى: ابو بكر، در جمادى دوم سال سيزدهم هجرت، بيمار شد و چون بيمارىاش شدّت گرفت، به عمر بن خطّاب [براى خلافت آينده] سفارش كرد.
او به عثمان، فرمان داد كه وصيّتش [به مسلمانان] را بنويسد و وى چنين نوشت: «به نام خداوند بخشنده مهربان. اين، چيزى است كه ابو بكر، جانشين پيامبر خدا، براى مؤمنان و مسلمانان به يادگار مىنهد. سلام عليكم! من نيز چون شما خدا را مىستايم. امّا بعد، من، عمر بن خطّاب را بر شما گماردم. پس بشنويد و فرمان بريد. و من، در خيرخواهى براى شما، كوتاهى و سستى نكردم. و السلام!».
١٠٢٨. تاريخ الطبرى به نقل از محمّد بن ابراهيم بن حارث: ابو بكر، عثمان را در خلوت فرا خواند و گفت: بنويس: «به نام خداوند بخشنده مهربان. اين، سفارشى است كه ابو بكر بن ابى قُحافه به مسلمانان مىكند. امّا بعد».
سپس به حالت اغما افتاد و از حال رفت. پس، عثمان نوشت: «امّا بعد، من عمر بن خطّاب را جانشين خود در ميان شما مىسازم و بهتر از او برايتان نيافتم».
پس، ابو بكر به هوش آمد و گفت: برايم بخوان. او [نيز] خواند.
ابو بكر، صدايش را به تكبير بلند كرد و گفت: چنين مىبينم كه ترسيدى من در بيهوشىام ناگهان بميرم و مردم، دچار اختلاف شوند.
عثمان گفت: آرى.