دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٦٥ - ١/ ٣ بى ميلى امام به حكومت
آنگاه فرمود: «بر پايه آنچه مىانديشم، پاسختان دادم. بدانيد اگر من حكومت را بپذيرم، براساس آنچه مىدانم، رفتار مىكنم، و اگر مرا رها سازيد، مانند يكى از شما خواهم بود، جز آن كه شنواترينِ شما و فرمانبُردارترينِ شما هستم، نسبت به كسى كه زمامدارى خويش را بدو بسپاريد».
١٢٨٣. امام على ٧ از سخنان وى هنگامى كه پس از كشته شدن عثمان، مردم خواستند با وى بيعت كنند: مرا واگذاريد و ديگرى را به دست آريد كه ما به استقبال امورِ چند پهلو و رنگارنگ مىرويم. دلها در آن، بر جا نمىماند و خِرَدها بر آن، استوار نمىگردد. گستره زندگى را ابرهاى فتنه پوشانده است و راه روشن دگرگون شده است؛ و بدانيد اگر من درخواستِ شما را پذيرفتم، با شما چنان رفتار مىكنم كه [خود] مىدانم و به سخنِ سخنسرايان و ملامتِ سرزنشكنندگان، گوش نمىدهم، و اگر مرا واگذاريد، همچون يكى از شمايم و شايد من براى كسى كه كار خود را بدو مىسپاريد، بهتر از ديگران، فرمانبُردار و شنوا باشم. من اگر وزير شما باشم، بهتر است تا اميرِ شما باشم.
١٢٨٤. تاريخ الطبرى به نقل از محمد بن حنفيه: هنگام كشته شدن عثمان، با پدرم بودم. وى برخاست و به منزل خود رفت. ياران پيامبر خدا نزد او آمدند و گفتند: اين مرد، كشته شده و مردم را چارهاى از داشتن پيشوا نيست. ما امروز كسى را از تو سزاوارتر بر اين امر نمىدانيم كه سابقه دارتر [در اسلام] و نزديكتر به پيامبر خدا باشد.
پدرمفرمود: «چنين مكنيد! من [براى شما] وزير باشم، بهتر از آن است كه امير باشم».
مردم گفتند: نه، به خدا سوگند، كارى انجام ندهيم، مگر آنكه با تو بيعت كنيم».
فرمود: «پس در مسجد؛ چرا كه بيعت من با شما پنهانى نيست و جز با خشنودى مسلمانان، صورت نگيرد».
١٢٨٥. امام على ٧ از سخنان وى در پاسخ طلحه و زبير: به خداوند سوگند كه مرا نه در خلافت، رغبتى بود و نه به فرمانروايى تمايلى؛ امّا شما مرا بدان فرا خوانديد و بر آنْ وادارم ساختيد. پس از آن، چون حكومت به من رو آورد، به كتاب خدا و آنچه بر ما نهاده و آنچه ما را در حكمرانى فرمان داده است، نظر كردم و پيروى كردم و به سنّتى كه