دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٢٨٧ - ٥/ ١٢ آخرين كارى كه به قتل عثمان انجاميد
كن و مرا از آنچه ناپسند مىدارند، كفايت كن.
على ٧ به او فرمود: «اگر با من عهد و پيمانى الهى مىبندى كه به همه وعدههايى كه به آنان دادى، وفا كنى، آن را انجام مىدهم».
عثمان گفت: باشد، اى ابو الحسن! هر چه را مىخواهند، از جانب من ضمانت كن.
على ٧ عهدى شديد و پيمانى محكم از او گرفت. سپس از نزدش بيرون آمد و به مردم رو آورد. چون به آنها نزديك شد، گفتند: اى ابو الحسن! ما تو را بزرگ مىشماريم. آن طرف چه خبر است؟
فرمود: «آنچه مىخواهيد، به شما داده مىشود و از هر آنچه شما را ناراحت مىكرد، راحت مىشويد. كسانى بر شما گمارده مىشوند كه دوست مىداريد و آنان را كه ناپسند مىداريد، بركنار مىشوند».
گفتند: چه كسى اين وعدهها را براى ما ضمانت مىكند؟
على ٧ فرمود: «من آنها را برايتان ضمانت مىكنم».
گفتند: راضى شديم.
آنگاه على ٧ در حالى كه سرشناسان و بزرگانِ معترضانْ همراهش بودند، به سوى عثمان آمد. چون داخل شدند، عثمان را سرزنش كردند و او نيز از همه آنچه ناپسند مىداشتند، پوزش خواست. آنان گفتند: براى ما نوشتهاى بنويس و على ٧ را در ضمانت آن، داخل كن تا به اين نوشته عمل كنى.
عثمان گفت: هر چه دوست داريد، بنويسيد و هر كه را خواستيد، در اين ضمانت، وارد كنيد.
پس نوشتند: «به نام خداوند بخشنده مهربان. اين، نوشتهاى از بنده خدا، عثمان بن عفّان، امير مؤمنان، به همه معترضان بر او از اهالى بصره و كوفه و مصر است. براى شما بر عهده من است كه به كتاب خداى عز و جل و سنّت پيامبرش محمّد ٦ عمل كنم، به محرومشدگان [از بيت المال، سهمشان] عطا شود و به ترسان، امان داده شود و تبعيدشده به وطنش باز گردد و اموال به صاحبان حق بر گردد و عبد اللّه بنسعد