دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٧ - مشاوران نابكار
هُذَيل به خاطر آن، از عثمان كناره گرفتند و يا ضرب و شتم عمّار بن ياسر كه او را به فتق دچار كرد و بنى مخزوم را به كنارهگيرى از عثمان وا داشت. و از اين جمله است كار وليد بن عقبه در مسجد كوفه و نيز كارهايى كه عثمان با ابو ذر كرد.[١]
يعقوبى نيز دلايل را اين گونه مىشمرد:
پس از شش سال كه از خلافت عثمان گذشت، مردم، زبان به اعتراض بر ضدّ او گشودند و برخى افراد، سخنانى درباره او به زبان آوردند و گفتند: نزديكان خود را بر ديگران مقدّم داشته و زمينهايى را در قُرُق خود كرده و خانه [مجلّلى] ساخته و مزارع و اموالى را از مال خدا و مسلمانان براى خود برداشته و ابو ذر (صحابى پيامبر خدا) و عبد الرحمن بن حنبل را تبعيد كرده و حكم بن ابى عاص و عبد اللّه بن سعد بن ابى سرح (دو راندهشده پيامبر خدا) را باز گردانده و خون هرمزان را هدر داده و قاتل او (عبيد اللّه بن عمر) را به قصاص او نكشته و وليد بن عقبه را به حكومت كوفه گمارده تا در نماز، چنان كارى كند و با اين همه، او را در پناه خود آورده و [ناشيانه] حكم رجم داده است.
و اين، در مورد زنى از [قبيله] جُهَينه بود كه شش ماه پس از ورود به خانه شوهر، فرزندى آورد و عثمان به رجم او فرمان داد و چون براى رجم، بيرون برده شد، على بن ابى طالب ٧ بر عثمان وارد شد و گفت: «خداوند عز و جل [درباره فرزند] مىگويد:" وَ حَمْلُهُ وَ فِصالُهُ ثَلاثُونَ شَهْراً؛[٢] و باردارى و از شير گرفتن او، سى ماه است" و درباره شير دادن فرزند مىگويد:" حَوْلَيْنِ كامِلَيْنِ؛[٣] دو سال كامل". [پس، باردارى مىتواند شش ماه باشد]». از اين رو عثمان در پى آن زن فرستاد؛ امّا او را رجمشده و مرده يافتند. آن مرد نيز به فرزند خود، اعتراف و اقرار كرد.[٤]
[١]. مروج الذهب: ج ٢ ص ٣٥٠.
[٢]. احقاف، آيه ١٥.
[٣]. بقره، آيه ٢٣٣.
[٤]. تاريخ اليعقوبى: ج ٢ ص ١٧٣.