دانشنامه اميرالمؤمنين بر پايه قرآن، حديث و تاريخ - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٥٥ - مشاوران نابكار
كاتب عثمان) است؛ جوانى كه از آداب اسلامى، هيچ نمىداند و مطرود و تبعيدى پيامبر ٦ است. زمانى كه او از تبعيد باز مىگردد و پاى به مدينه مىنهد، بغض فروخورده چندين ساله خود را در سايه قدرتى كه خليفه مسلمانان بدو داده است، بيرون مىريزد. او به تحقير تمامى انصار و مهاجران مىپردازد و اين، در تهييج آنان بر ضدّ عثمان، مؤثّر مىشود.
خليفه، عنصر چشم و گوش بستهاى مىنمايد كه در دست مروان، همانند موم، تغيير مىكند؛ چه آن زمان كه رسما و در ملأ عام، توبه مىكند و مروانْ او را به توبهشكنى وادار مىسازد، و چه زمانى كه با عزل والى مصر موافقت مىكند و سپس به پيشنهاد مروان، به قتل و تبعيد و شكنجه كردن انقلابيون مصر، فرمان مىدهد.
مروان كه به واقع، ديكتهكننده سياستهاى عثمان است، در كشاندن عثمان به افراطِ در رفتار، بدان گونه تلاش مىكند كه نائله، همسر عثمان، مىگويد:
به خدا سوگند، آنان او را مىكشند و او را گناهكار مىشمارند .... و تو [اى عثمان!] از مروان، فرمان مىبرى و او تو را به هر كجا كه بخواهد، مىكشاند.[١]
مشاوران ديگر عثمان نيز از اين قبيلاند. عثمان، آنان را جمع مىكند تا درباره نارضايتى مردم با آنها به رايزنى بپردازد. معاويه راهحل را يارى جستن عثمان از نيروى نظامى مىداند. عبد اللّه بن عامر نيز مىگويد:
بايد آنان را به جهادْ فرمان دهى تا از تو باز بمانند. [بايد آنان را] در مرزها نگاه دارى تا در برابر تو خوار شوند و هَمّ و غمّشان جز [حفظ جان] خود نباشد.
سعيد بن عاص نيز مىگويد كه عثمان بايد سرچشمهها را بخشكاند و رهبران آنان را بكشد ....[٢] در اين مورد، معاويه پيشنهاد مىكند كه على ٧، طلحه، زبير و ...
[١]. ر. ك: ص ٢٧٣( شكستن توبه و پيمان).
[٢]. ر. ك: ص ٢٨٣( خيانت خواصّ بدكردار).