فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨٥ -       نظر ما در موضوع     
خوارجى نسبت دهد كه بعد از آنها آمده اند؟
اين شبيب ياور ابن ملجم در قتل على است كه پس از شهادت على، در كوفه بر معاويه وارد مى شود و معاويه وقتى مى بيند كه شبيب در كوفه است به اشجع فرمان مى دهد كه او را از كوفه اخراج نمايد. وقتى شب فرا مى رسد شبيب ناپديد مى شود و تا روز كشته شدنش كسى او را نمى بيند.[١]
اين قريب بن مره و زحاف طايى هستند كه در زمان امارت زياد بن اميه خروج مى كنند و به كشتار مردم بى گناه مى پردازند. پيرمرد عابدى را از بنى ضبيعه مى بينند و او را مى كشند. مردى از بنى قطيعه از طايفه ازد، شمشير به دست بيرون مى آيد، مردم از پشت خانه ها ندايش مى دهند «حروريه»!!! خودت را نجات بده! و آنها (قريب، زحاف و همراهانشان) صدا مى زنند: ما حروريه نيستيم. ما پاسبانان شهريم. مرد مى ايستد و اينان او را مى كشند. از آن پس كارشان اين بود كه بر هر قبيله اى كه گذر مى كردند هر كسى را كه مى ديدند مى كشتند تا اين كه گذرشان بر بنى على بن سود از طايفه ازد افتاد. آنها كه تير انداز بودند مهاجمان را به شدت تيرباران كردند. خوارج صدا زدند: اى بنى على! ما بازماندگان، جنگى با هم نداريم. مردى از بنى على گفت:
لاشىء للقوم سوى السهام