فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧٨ -       آيا اباضيه از خوارج است؟     
فرقى نگذاشتند.[١]
٣ ـ اباضيه عليرغم اعتدالى كه در ناحيه مذهبى و فقهى داشتند، دشمنان سياسى دولت هاى بنى اميه و بنى عباس به حساب مى آمدند چون آنها معتقد بودند كه امامت و خلافت حق هر مسلمان صالحى است و منحصر به قريش و نسلهاى آن نظير امويان، عباسيان و علويان نيست. چون اين موضع سياسى اباضيه از ناحيه فكرى و نظرى محض با خوارج: ازارقه، نجديه و صفريه همراه شد، نويسندگان فِرَق، عقيده را تعميم دادند و اباضيه را در كنار خوارج قرار دادند و آن را فرقه چهارم از فرقه هاى خوارج به حساب آوردند حال آنكه اباضيه همانگونه كه در كتابهاى قديم و جديدشان ديده مى شود، از خوارج به طور كلى تبرى مى جويند، بلكه با آنان به شدت مبارزه مى كنند. مذهب اباضى، تا ابتداى ربع اخير قرن سوم هجرى به اين نام معروف نبود. از آن زمان به بعد اين اسم براى اباضيه اطلاق شد و آنان به اين اسم مشهور شدند. پيش از اين، آنان به اسم گروه قاعدين معروف بودند و اين اسم رنگ سياسى داشت و گروهى از خوارج مانند ازارقه و ديگران، اين اسم را براى تحقير و ردّ اعتقاد آنها بر آنان اطلاق مى كردند. اين به خاطر قعود آنها از جنگ بود. اما خود اين قاعدين، شيوه مسالمت و نجنگيدن با برادران مسلمانشان را در پيش گرفتند و زندگى تحت حكومت ظالمان را براى خود جايز دانسته و كشتن كودكان و زنانِ مخالفان و غارت اموال آنها را جايز ندانستند و مخفيانه به نشر اعتقادات سياسى خود پرداختند و اين مخفى كارى مدت زيادى يعنى از ابتداى تأسيس اين مذهب در
[١] ابواسحق سالمى: تحفة الاعيان ٦، حاشيه جزء اول و همچنين در الامام جابر بن زيد العمانى آمده است.