فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٣١ -       اول آنچه كه شناخت آن در محدوده عقيده واجب است     
مشروط به حصول علم نيست تا تحصيل علم از مقدمات اين واجبِ مطلق، به شمار آيد و در نتيجه تحصيل مقدمه آن (شناخت)، واجب شود.
دوم: آنچه كه اعتقاد و التزام بدان در صورت حصول علم، واجب است. اين مورد، نظير بعضى از تفاصيل معارف اسلامى مربوط به مبدأ و معاد است.
اما قسم اول: يعنى چيزى كه اعتقاد به آن به طور مطلق واجب است. چون وجوب آن مشروط به چيزى نيست، پس تحصيل مقدمه آن واجب است. اين مورد از اعتقاد به شهادتين ـ شهادت به لا اله الا الله و ان محمداً رسول الله (صلى الله عليه وآله وسلم) ـ فراتر نمى رود. اين شهادت، اعتقاد اجمالى را به صحت تمامى آنچه كه پيامبر درباره عقايد بيان كرده، در بردارد.
براى كافى بودن آن، دلايل زير قابل ذكر است:
پيامبر اكرم(صلى الله عليه وآله وسلم)اسلام را از هر آن كس كه از روى اعتقاد شهادتين بر زبان جارى مى كرد، مى پذيرفت و اين نشان مى دهد كه در مسلمان محسوب شدن شخص، گفتن شهادتين كافى است و شناخت تفصيلى معارف و عقايد واجب نيست. ابو جعفر باقر(عليه السلام)مى فرمايد:
«خداوند عز وجل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)را مبعوث كرد و او ده[١] سال در مكه ماند. در اين ده سال كسى نمرد كه شهادت لا اله الا الله و أنّ محمد رسول الله را گفته باشد مگر آنكه خداوند او را به همين اقرار وارد بهشت نمود و اين همان ايمان تصديقى است.»[٢]
اين استدلال نشان مى دهد كه حقيقت ايمان كه انسان را از حد كفرى كه
[١] منظور امام، دعوت علنى است كه ده سال طول كشيد و در سه سال اول دعوت سرّى بود.
[١] كلينى: الكافى ٢/٢٩ شماره ١٥١٠.