فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٠٤ - پرسش دوم چرا پس از تحميل حكميت بر على(ع) از آن برگشتند     
پيروى كنند. پس اى ناكسان! من شرى به جا نياوردم و شما را به كار خطا نكشاندم. شما را فريب ندادم. اين شما بوديد كه به حكميّت اين دو مرد همداستان شديد. ما از آنها پيمان گرفتيم كه از حُكم قرآن بيرون نروند.»[١]
در همان پيمانى كه امام املاء نمود، تصريح شده بود: «حَكَم همان قرآن است و وظيفه حكمان به سخن آوردن قرآن درباره نزاع است» و نيز در پيمان آمده بود: «كتاب خداوند سبحان از اول تا آخر آن بين ماست; هر چه را قرآن زنده كرد، ما زنده مى داريم و هر چه را قرآن ميرانده، ما مى ميرانيم. اگر حَكَمان موضوع را در كتاب خدا يافتند ما بدان گردن مى نهيم و اگر در كتاب خدا نيافتند به سنت عادلِ وحدت بخش تمسك نمايند.»[٢]
با اين براهين روشن كه نشانگر حقيقت و واقعيت قضيه است، اصرار خوارج بر پيمان شكنى ناشى از نادانى و ناتوانى فكرى آنهاست.
اما وجه سوم: اينكه از پذيرش حكميت لازم مى آيد آنان در اين مدتِ طولانى بر باطل جنگيده باشند و خونهايى كه ريخته شده به ناحق ريخته شده باشد. اين وجه از دو وجه گذشته سست تر و بى پايه تر است زيرا همانطور كه خداوند سبحان در كتابش امر به جهاد داده و فرموده است:
(قَاتِلُوا الَّذِينَ لاَ يُؤْمِنُونَ بِاللهِ وَ لاَ بِالْيَوْمِ الآخِرِ ...)[٢].
و فرمود: (وَ قَاتِلُوهُمْ حَتَّى لاَ تَكُونَ فِتْنَةٌ وَ يَكُونَ الدِّينُ كُلُّهُ للهِ ...)[٣].
در بسيارى از آيات ديگر به صلح و آرامش فرمان داده و فرموده است:
[١] رضى: نهج البلاغه، خطبه ١٢٧. ٢ . طبرى: تاريخ ٤/٣٨.
[١] توبه: ٢٩ «بجنگيد با آنانى كه به خدا و روز قيامت ايمان نمى آورند ....»
[١] انفال: ٣٩ «با آنان مبارزه كنيد تا فتنه اى باقى نماند و دين تماماً براى خدا باشد ....»