فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠١ - ديدگاه ديگرى درباره مفهوم خوارج     
٢ ـ ابن ماجه از جابر بن عبدالله روايت مى كند كه گفت: پيامبر خدا در جعرانه بود و در حجره بلال، طلا و غنايم را تقسيم مى نمود. مردى گفت: يا محمد! عدالت را رعايت كن، تو عدالت را رعايت نكردى. حضرت فرمود: واى بر تو!اگر من عدالت را رعايت نكنم چه كسى آن را رعايت خواهد كرد؟ عمر گفت: يا رسول الله! اجازه بده تا گردن اين منافق را بزنم؟ پيامبر فرمود: او در آينده يارانى خواهد داشت كه قرآن را مى خوانند ولى قرآن از گلويشان فراتر نمى رود و از دين بيرون مى روند چنانكه تير از شكار بيرون رود.[١]
هر چند پيامبر از آن مرد نام نبرده يا نامش در روايت نيامده است اما با توجه به دو روايت گذشته مقصود روشن است.
٣ ـ احمد بن حنبل در مسندش اين مطلب را با همان عبارت بخارى و مسلم و با كمى تفاوت در آخر آن، روايت كرده است. در آخر روايت اين گونه آمده است:
مرد سياهى كه بر يكى از دستانش يا گفت يكى از پستانهايش مانند پستان زن يا مانند قطعه اى از گوشت است كه حالت رعشه دارد. در يك فرصتى عليه مردم قيام مى كند و اين آيه درباره آنها نازل شده است: (وَ مِنْهُمْ مَنْ يَلْمِزُكَ فِي الصَّدَقَاتِ و...)سپس آنچه را كه ابو سعيد ازپيامبر شنيده و در زمان على(عليه السلام)ديده بود، نقل مى كند.[٢]
پس چگونه مى توان حديث ذو الخويصره را به اصحاب ردهّ تعبير كرد در
[١] ابو عبدالله بن ماجه (٢٠٧ ـ ٢٧٥): السنن ١/١٧١ باب ١٢ باب فى ذكر الخوارج.
[١] احمد بن حنبل: المسند ٣/٥٦، مجموع رواياتى كه اهل سنت از پيامبر و صحابه و تابعين در اين باره نقل كرده اند، در آخر كتاب مى آيد. منتظر باشيد.