فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧٥ -       اباضيه در كتاب  هاى نويسندگانشان     
تصريح عبدالله بن اباض به اينكه مراد از كفر، كفر نعمت است، مجالى باقى نمى گذارد كه كفر بر اساس آنچه كه بغدادى از او نقل كرده، به كفر نعمت تفسير شود. البته بعضى فرقه هاى آنها از حد اعتدال خارج شده، مسلمانان را كافر حقيقى مى دانند.
تا اينجا سخنان اصحاب مقالات درباره آنها بود. اما خود آنها در كتابهايشان كه در سالهاى اخير منتشر شده، خلاف آن را مى گويند و قائلند كه آنها فقط در مسأله تحكيم با ساير مسلمانان اختلاف دارند و در بقيه مسائل با آنها برابرند. آنها فرقه هايى را كه اشعرى و بغدادى بدانها نسبت داده اند، قبول ندارند.[١] بنابراين لازم است كه ما بر اساس كتابهاى خود آنها مذهبشان را بررسى كنيم.
اباضيه در كتابهاى نويسندگانشان:
با مذهب اباضيه و شرح حال بنيانگذار آن بر اساس آنچه كه در كتابهاى فِرَق و تاريخ آمده بود آشنا شديد اما نويسندگان اباضيه در گذشته و حال به شدت تلاش داشته و دارند كه از خوارج به حساب نيايند. آنها هر چند در بعضى مبادى با آنان شريكند ولى در بسيارى از مبادى و عقايد با آنها مخالفند و عقيده دارند كه مذهب اباضيه در اواخر قرن اول به دست بنيانگذار آن عبدالله بن اباض و جابر بن زيد عمانى پايه گذارى شده است. گويا اولى رهبر سياسى و دومى رهبر دينى آنها بوده است و معتقدند كه خوارج، تنها افراطيانى چون ازارقه هستند كه مسلمانان را تكفير مى كردند و مشرك شان مى دانستند و مالهايشان را
[١] الاباضية بين الفرق الاسلامية ١/٢١ ـ ٢٨.