فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٨٠ -       ظهور سياست ميانه  روى پس از شهادت امام     
عده اى از خوارج از اين بينش تأثير پذيرفتند. كار دعوت ابو بلال بالا گرفت و نشانه هاى آن آشكار گشت. اما بنى اميه كه نمى خواستند يك قدرت ديگر در برابرشان وجود داشته باشد، ابن زياد را پس از مرگ پدرش، زياد بن اميه حاكم (بصره) كردند و او هم بر تمامى خوارج اعم از تندرو و ميانه رو، سخت گرفت و ابوبلال مرداس بن حدير را در منطقه اى كه از بصره فاصله زيادى داشت از بين برد.[١] همچنين برادر او را عروة بن اديه[٢] را در بصره به قتل رساند. ابتدا دستهايش را قطع كرد و سپس او را كشت.
كارگزاران بنى اميه در بصره از سياست خشونت و فشار و تبعيد و قتل عليه معارضان خود كار گرفتند و جماعت قعده نيز از اين سياست به دور نماندند. على رغم آنكه اين گروه شيوه تندروانه و دشمن ستيزانه خوارج را در پيش نگرفته بودند و امنيت مردم را سلب نكرده بودند به روى دولت شمشير نكشيده بودند با اين همه كارگزاران بنى اميه در عراق از ترس تبليغ آنها كه در بين مردم جا باز كرده بود و براى آنكه حادثه را قبل از وقوع علاج كنند و نفاق را قبل از ريشه گرفتن بركنند بر آنان سخت گرفتند.
در برابر اين سركوبى ها قعده سياست پنهانكارى و كتمان را در پيش گرفتند و بر همين شيوه باقى ماندند (جز در دوران انقلاب ابن زبير) تا آنكه دوران حجاج بن يوسف فرا رسيد و او كسانى را كه مخالف به نظر مى رسيدند سركوب نمود.[٣]
[١] در اوايل خلافت يزيد در منطقه آسك نزديك اهواز در سال ٦٠ هجرى به قتل رسيد.
[١] او همان كسى است كه پس از قرارداد تحكيم شمشير به روى اشعث كشيد چنانكه به تفصيل گذشت.
[١] دكتر رجب محمد عبدالحليم: الاباضية فى مصر و المغرب ٣٢ ـ ٣٣.