فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٥٤ - ٣ ـ ازدواج با زن كافر غير مشرك     
مناكحه دلالتى ندارد.
٥ ـ باز هم استدلال شده: اهل كتاب مشرك هستند و چون خداوند سبحان فرموده است: (وَ قَالَتِ الْيَهُودُ عُزَيْرُ ابْنُ اللهِ وَ قَالَتِ النَّصَاري الْمَسِيحُ ابْنُ اللهِ)[١] چون فرزند خيالى را با پدر در خدايى شريك قرار داده اند. خداوند سبحان مى فرمايد: (لَقَدْ كَفَرَ الَّذِينَ قَالُوا إِنَّ اللهَ ثَالِثُ ثَلاَثَة)[٢] و مى فرمايد: (اِتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ وَ مَا أُمِرُوا إِلاَّ لِيَعْبُدُوا إِلَهًا وَاحِدًا لاَ إِلَهَ إِلاَّ هُوَ سُبْحَانَهُ عَمَّا يُشْرِكُونَ ).[٣] اين آيات، صغراى قضيه يعنى مشرك بودن آنها را ثابت مى كند اما آنچه كه كبراى قضيه يعنى عدم جواز ازدواج با زنان مشرك را مى رساند، در كلام مانعين گذشت.
در اينجا دو امر، قابل بررسى است:
الف ـ يهود و نصارى از لحاظ عقيده شان مشرك به حساب مى آيند و اين جاى بحث ندارد.
ب ـ مشرك در آيه (لاَ تَنْكِحُوا الْمُشْرِكَاتِ)عام است و بت پرستان و غير بت پرستان را با هم شامل مى شود اما اين معنى به اثبات نرسيده است چون عنوان مشرك در قرآن، به قرينه مقابله اى كه در بسيارى آيات بين مشرك و اهل كتاب شده است، اختصاص به غير اهل كتاب دارد. اينك بعضى از آن آيات:
[١] توبه: ٣٠ «يهود مى گويد: عزير پسر خداست و نصارى مى گويد مسيح پسر خداست.»
[١] مائده: ٧٣ «آنهايى كه مى گويند خدا سومى از سه تاست آنها كافر شده اند.»
[١] توبه: ٣١ «آنها (يهود و نصارى) احبار (علماى يهود) و رهبان(علماى نصارى) و نيز مسيح فرزند مريم را به جاى خدا، پروردگار خود مى گيرند و به آنها جز اين دستور داده نشده كه خداى واحد را كه جز او خدايى نيست بپرستند. او منزه از آن است كه برايش شريك قرار داده شود.»