فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٣٢ - ورود حكمان در موضوعى كه به آنها واگذار نشده بود     
عثمان مقصر بدانى. به جان خودم، من چون ديگر مهاجران، مهاجرى بيش نيستم; در هر كارى كه آنها وارد شدند من نيز وارد شدم. از هر كارى كه خارج شدند من هم خارج شدم. خداوند را نشايد كه آنان را بر گمراهى گرد آورد و در گرداب نادانى و كورى گرفتار سازد و بعد: تو را چه كار به عثمان؟ تو يكى از افراد بنى اميه هستى و فرزندان عثمان در خونخواهى او از تو مقدمترند و اگر خيال مى كنى كه تو بر اين كار توانايى بيشترى دارى پس بيا وارد آن كارى شو كه ديگر مسلمانان وارد آن شدند; آنگاه شكايت آنان را نزد من (كه حاكم مسلمينم) بياور.»[١]
و در نسخه ابن قتيه دارد: گفتى كه قاتلان عثمان را به دست تو مى دهم، تو را چه رسد به اين كار؟ فرزندان عثمان هنوز هستند. آنان به اين كار مقدمترند. اگر خيال مى كنى كه در خونخواهى، تو از آنها قويترى، پس بيا بيعتى كه بر تو واجب است انجام ده آنگاه مخاصمان را نزد من بياور.[٢]
پنجم: وقتى به اين نتيجه رسيديم كه قصاص هر چند حق اولياى دم است ولى آنها حق ندارند خود به گرفتن آن اقدام نمايند، بلكه بايد شكايت خود را به دادگاه با صلاحيت كه از طرف ولى مسلمانان يعنى خليفه واجب الاطاعه، تعيين شده است ارائه نمايند، اما چنانچه ولى دم خود به قصاص و گرفتن حق اقدام نمايد، هرج و مرج در جامعه پديد مى آيد و اين بر آگاهان به مسائل اجتماعى پوشيده نيست. پس اگر قصاص وظيفه امام است بايد ديد كه آيا امام توانايى اجراى حكم قصاص را درباره انقلابيون دارد يا آنكه شرايط براى اجراى اين
[١] مبرد: الكامل ١/١٩٤ مكتبة المعارف بيروت.
[١] ابن قتيبه: الامامة و السياسة ١/٨٨.