فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٦٨ -       تلاش و كوشش  هاى على(ع) براى خاموش كردن آتش فتنه     
كدام بر ديگرى برترى ندارند جز على كه از سابقين در اسلام است. خصوصيات اودر هيچ يك از ما نيست. او در همه خوبيهاى ما شريك است و ما در خوبيهاى او شريك نيستيم و او از همه ما سزاوارتر به خلافت است.»
محمد بن مسلمه نيز در حالى كه اسرار درونى معاويه را افشا مى كرد، در جوابش نوشت: «اى معاويه! تو پس از مرگ عثمان به ياريش برخاسته اى در حالى كه در حياتش از يارى او دست برداشتى.»[١]
تلاشها و كوششهاى على (عليه السلام) براى خاموش كردن آتش فتنه:
على(عليه السلام)متوجه شد كه معاويه با دروغ پراكنى و اغفال شاميان قصد فتنه انگيزى و آشوبگرى دارد. از اين رو بر آن شد قبل از شعلهور شدن آتش فتنه آن را خاموش نمايد. او امام بر حق و حجت خدا بود زيرا مهاجرين و انصار او را به امامت برگزيده بودند و خروج بر او خروج بر امام واجب الاطاعه محسوب مى شد.[٢] امام هنگام عزيمت به طرف شام همراهانِ مهاجر و انصارِ خود را جمع كرد و پس از حمد و ثناى خداوند، به آنها گفت: «اما بعد: شما انسانهاى نيك رأى، بردبار، راست گفتار، نيك رفتار و نيك كردار هستيد. ما مى خواهيم در مصاف با دشمنانمان رو به رو شويم. پس مرا از رأى و تدبير خود آگاه سازيد.»
آنگاه هشام بن عتبه بن ابى وقاص، عمار ياسر، قيس بن سعدبن عباده، خزيمة بن ثابت و ابو ايوب انصارى هر كدام جداگانه على(عليه السلام)را در ريشه كن
[١] ابن قتيبه دينورى: الامامة و السياسة ١/٩٣ - ٩٤.
[١] كجايند آنهايى كه مى گويند: «آنها معتقدند كه پيشوايان مسلمانان را بايد به صلاح دعوت كرد و نبايد بر روى آنها شمشير كشيد و نبايد در شورشها عليه آنها وارد جنگ شد.» به مقالات الاسلاميين تأليف امام اشعرى ص ٣٢٣ مراجعه شود.