فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٩٤ -       بيان ديگرى از توافقنامه     
حالت ديد اين آيه شريفه را تلاوت نمود: (فَمِنْهُمْ مَنْ قَضَى نَحْبَهُ وَ مِنْهُمْ مَنْ يَنْتَظِرُ وَ مَا بَدَّلُوا تَبْدِيلاً)[١] و فرمود: تو از منتظرانى و از آنهايى هستى كه از اين راه برنمى گردند. سليمان عرض كرد: يا امير المؤمنين! اگر انصارى داشتم كه ياريم مى كردند، هرگز اين توافقنامه را امضاء نمى كردم اما به خدا سوگند وقتى بين سپاه رفتم تا آنان را به همان شيوه قبلى (جنگ با معاويه) برگردانم جز تعداد اندكى را موافق نيافتم.
محرز بن جريش بن ضليع نزد امام آمد و گفت: يا امير المؤمنين! آيا راه بازگشتى از اين موافقتنامه هست؟ چون مى ترسم اين جز ذلّت چيزى به همراه نداشته باشد. على(عليه السلام)فرمود: آيا پس از پذيرفتن، آن را نقض كنيم؟ اين شايسته ما نيست.
فضيل بن خديج هنگام نوشتن موافقتنامه خطاب به امام عرض كرد: اشتر به مفاد موافقتنامه راضى نيست و به چيزى جز جنگِ با دشمن نمى انديشد. على (عليه السلام)فرمود: البته وقتى من راضى شدم اشتر هم راضى شد. شما هم راضى شديد و حالا بعد از رضايتِ به آن، برگشتن و نديده گرفتن آن بعد از پذيرفتن، سزاوار نيست مگر آنكه پاى معصيت خدا و مخالفت كتاب او در ميان بيايد.
وقتى على(عليه السلام)اين موضعگيرى هاى پى در پى را ديد براى آنكه ترديدها را بزدايد و اوهام را از دل پيروانش زايل گرداند، آمد خطابه اى را بدين مضمون ايراد نمود: «آنها (دشمنان) حاضر نيستند زير بار حق بروند و حاضر نيستند به وحدت روى آورند مگر آنكه پرچمداران با لشكريانى در پى، بر آنان بتازند و
[١] أحزاب: ٢٣ «بعضى از آنها (مؤمنان) شهيد شدند و بعضى در انتظار شهادت ماندند و پيمان خويش را تغيير ندادند.»