فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٠ - فرقه دوم نجديه     
از عمل آنها كه قبل از اخراج خمس غنيمت و قبل از تقسيم چهار پنجم آن بين جنگجويان، با زنانِ اسير شده نزديكى كرده بودند و از غنيمت خورده بودند، از او سؤال كردند. او در جواب گفت: شما حق اين كار را نداشتيد. گفتند: ما نمى دانستيم كه اين كار برايمان جايز نيست. او آنها را به خاطر اين جهل معذور داشت. آنگاه گفت: دين دو چيز است:
اول: شناخت خداى متعال، شناخت پيامبران، محترم داشتن خون مسلمانان ـ منظور موافقان خودشان است ـ و اقرار به هر آنچه كه از ناحيه خداوند نازل شده است. شناخت موارد مزبور بر همه واجب است و جهل در آن عذر آور نيست.
دوم: مردم در غير از موارد مذكور در قسم اول، تا مادامى كه حجت بر حلال و حرام اقامه نشده است، معذورند. او قائل بود كه اگر كسى مجتهدى را كه در استنباط احكام خطا كرده و قبل از آن كه خطاى او آشكار گردد مستحق عذاب بداند، كافر است.
د ـ درباره دوستى با محكومينِ به حد، در صورتى كه از طرفداران آنها مى بود، او مى گفت: شايد خداوند آنان را به چيزى غير از آتش جهنم عذاب كند و بعد او را وارد بهشت نمايد و معتقد بود كه مخالفان آيين او با آتش عذاب مى شوند.
هـ ـ حد خمر را ساقط كرد.[١]
و ـ او معتقد بود: اگر كسى كوچكترين نگاهى به نامحرم كند يا كوچكترين
[١] بغدادى اين مطلب را ذكر كرده است ولى شهرستانى مى گويد: آنها درباره حد خمر خيلى بر مردم سخت مى گرفتند و ظاهراً دومى درست باشد چون نجده از خوارج است.