فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٩٦ -       دلايل خوارج بر اينكه ارتكاب معاصى كفر است     
فاسقى با اين ويژگى مكذّب نيست. پس مراد از فاسق در آيه خصوص كسى است كه با تكذيب از اطاعت خدا خارج شده است و روشن است كه چنين فاسقى كافر است. خداوند سبحان در اين باره مى فرمايد: (أَفَمَنْ كَانَ مُؤْمِنًا كَمَنْ كَانَ فَاسِقًا لاَ يَسْتَوُونَ) .[١]
بالجمله: مقصود از فاسق در آيه كسى است كه از طريق تكذيبى كه با كفر برابر است از اطاعت خدا خارج شده است; نه كسى كه با ارتكاب معاصى از اطاعت خارج شده است ـ در حالى كه در قلب و زبان خود مؤمن است ـ .
١١ ـ (هُوَ الذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كَافِرٌ وَ مِنْكُمْ مُؤْمِنٌ ).[٢]
نحوه استدلال: كسى كه مؤمن نباشد، كافر است و فاسق، مومن نيست پس ناچار كافر است.
بررسى:
فاسق ـ يعنى مسلمانى كه به خدا و پيامبران و كتب آسمانى ايمان دارد ولى بعضى از محرمات را مرتكب شده است ـ مؤمن است و كافر نيست و كلام خصم كه فاسق مؤمن نيست، قابل قبول نيست زيرا فاسق دو قسم است: يك قسم آن، كسى است كه با تكذيب و انكار از اطاعت خدا خارج شده است و قسم ديگر آن، كسى است كه به خدا ايمان دارد ليكن در مقام عمل به بعضى وظايف خود عمل نكرده است. پس اولى كافر است و دومى كافر نيست. اما شارح نهج البلاغه، ابن ابى الحديد چون خود از معتزله است و مرتكب كبيره نزد آنها نه
[١] سجده: ١٨ «آيا كسى كه مؤمن است مانند كسى است كه فاسق است؟ اينها برابر نيستند.»
[١] تغابن: ٢ «او همان كسى است كه شما را خلق كرده است. پس بعضى از شما كافر و بعضى ديگر مؤمن است.»