فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٨٣ -       نظر ديگرى درباره بنيانگذار     
آنجا كه در اين نامه احتجاجاتى عليه دستگاه اموى شده و در عين حال اوضاع آن زمان را منعكس مى سازد، ما اصل آن را كه از سندهاى تاريخى به شمار مى رود در آخر اين فصل ذكر مى كنيم. اين بود آنچه كه ما از بررسى تاريخى به دست آورديم.
نظر ديگرى درباره بنيانگذار:
در اينجا نظر ديگرى اين است كه بنيانگذار اين مذهب جابر بن زيدتابعى، شاگرد ابن عباس و ديگران ـ چنانكه بعداً خواهد آمد ـ بوده است و عبدالله بن اباض سخنگوى گروهى بوده است كه توسط اين تابعى مخفيانه رهبرى و فرماندهى مى شده است.
على يحيى معمر مى گويد: پس از وفات جابر بن زيد، عبدالله بن اباض با تمام مظاهر غيرت دينى ظهور كرد. او چگونگى استقرار حق و نابودى ستمگران و ظالمان گمراه را به اصحابش ياد داد طورى كه اين فرقه ناجيه و برحق و راستين توانست در حالت كتمان و ظهور به ايفاى نقش بپردازد.[١]
باز مى گويد: در جلسه درس جابر بن زيد تعدادى ازطلاب نظير قتاده، ايوب، ابن دينار، حيان اعرج و ابو منذر تميم بن حويص حاضر مى شدند و در ميان آنها كسانى بودند كه بيشتر از جابر استفاده مى كردند تا از ديگران و يا منحصراً از مجلس او استفاده مى كردند. آنها عبارت بودند از ابى عبيده بن مسلم، ضمام، ابو نوح دهان، ربيع بن حبيب و عبدالله بن اباض. از ميان اين طلاب، عده اى در اثناى تحصيل و بعد از آن به امور مردم رسيدگى مى كردند و عده اى
[١] على يحيى معمر: الاباضية فى موكب التاريخ، الحلقة الاولى ١٥١.