فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٧٥ - اول حاكميت حس اعتراض جويى بر قاريان كوفه     
رعايت نكنم چه كسى آن را رعايت مى كند؟! عمر گفت: يا رسول الله! اجازه مى دهى او را بكشم؟ پيامبر فرمود: در آينده نزديك براى او و همفكرانش پيشامدهايى است و افزود: نماز شما در برابر نمازشان و روزه شما در برابر روزه شان ناچيز مى نمايد اما ايمان آنها از گلوهايشان فراتر نمى رود و فرمود: از اعتراض اين شخص در آينده نزديك گروهى پديد مى آيند كه از دين خارج مى شوند مانند تيرى كه بر صيد نشيند و از آن خارج شود.[١]
٢ ـ طبرى از محمد بن راشد و او از پدرش درباره جنگ جمل نقل مى كند: سيره على(عليه السلام)آن بود كه فراريان از جنگ را نمى كشت و مجروحين را از بين نمى برد. كسى را عريان نمى كرد. مالى را بر نمى داشت. گروهى آن روز اعتراض كردند: چگونه است كه ريختن خونهاى آنان حلال و مالهايشان براى ما حرام است؟ على فرمود: آنان مانند شما هستند. اگر كسى از جنگ اعراض كرد او از ماست و ما از اوييم و اگر كسى اصرار كرد تا كشته شود جنگ با او رواست و براى شما يك پنجم آن كافى است. از آن روز بود كه خوارج صدا به اعتراض بلند كردند.[٢]
طبرى داستان اعتراض را به طور اجمال ذكر نموده ولى ديگران آن را به تفصيل بيان كرده اند و گفته اند:
خوارج با على خصمانه برخورد كردند; وقتى او به نهروان نزد آنان رفت و
[١] سيره نويسان و اصحاب صحاح و مسانيد، اين حديث را نقل كرده اند و بخارى نيز آن را در صحيحش نقل كرده است. به جلد ٦ تفسير سوره برائت تفسير آيه «و المؤلّفة قلوبهم» ص ٦٧ مراجعه شود.
[١] طبرى: تاريخ ٣/٥٤٥.