فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٣٧ -       تحكيم و تدخل در موضوعى كه حكم آسمانى دارد     
كتاب بوده است و على(عليه السلام)نبايد در موضوعى كه حكم الهى درباره آن در دو منبع اصلى ـ يعنى كتاب و سنت ـ بيان شده بود اشخاص را حكم قرار مى داد. قبل از اين ما در فصل سوم تحت عنوان تحليل حادثه غم انگيز حكميت به اين موضوع اشاره كرديم و آن را توضيح داديم. از اين رو خواننده گرامى را به آن فصل ارجاع مى دهيم. ما در آنجا صور مختلفى را كه از اين شعار احتمال مى رفت، ذكر كرديم. اما دقت و امعان نظر در كتب اين قوم نشان مى دهد كه اينها از اين شعار هدفى جز يكى از اين دو امر زير را نداشتند:
الف ـ حَكَم قرار دادن اشخاص در موضوعى كه خداوند درباره آن حكم دارد كفر است.[١]
ب ـ حكميت تنها از آنِ خداوند تبارك و تعالى است.
در مورد اول تمامى فرقه هاى خوارج با هم همعقيده اند و اما در مورد دوم، چنانكه بعداً ذكر خواهيم كرد، بعضى از اين فرقه ها بدان قائلند و از آنجا كه تمامى متفكرين و بزرگان آنها بر مورد اول تكيه كرده و در توضيح و تنقيح و تثبيت آن سعى بليغ به جا آورده اند، ما بعضى از عبارات آنها را ذكر مى كنيم و سپس به تحليل آن مى پردازيم تا حق كاملا آشكار گردد.
تحكيم و تدخّل در موضوعى كه حكم آسمانى دارد:
نويسنده معاصر، على يحيى معمر مؤلف كتاب «الاباضية فى موكب التاريخ» سخن مفصلى در اين موضوع دارد و تلاش كرده تا اثبات نمايد كه
[١] وجه اول، از همان وجوهى است كه در فصل سوم ذكر شد و ما در آنجا به خواننده وعده داديم كه به تحليل و تفصيل آن مى پردازيم و آنچه كه در اينجا بيان مى كنيم وفا به همان عهد است.