فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥١٦ -       دوم ـ در لزوم قيام عليه حاكم ستمگر     
بايد او را موعظه و انذار نمود وترك فرمان او در آنچه كه او بدان فرمان مى دهد، از معصيتهاى الهى به شمار مى آيد.»[١]
آنها سخنان ديگرى نيز در اين باره دارند كه با آنچه ذكر كرديم، نيازى به بيان آن ديده نمى شود. البته! افراد روشنى هم يافت مى شوند كه حقيقت را دريافته و سخنان كارسازى را بيان كرده اند. اينك به سخنان بعضى از اين افراد كه قيام عليه حاكم ستمگر را واجب مى دانند، اشاره مى كنيم:
١ ـ ابوبكر جصاص در احكام القرآن مى گويد: مذهب ابوحنيفه در جنگ با ستمگران و پيشوايان جور شهرت دارد و به همين خاطر اوزاعى مى گويد: «ما ابوحنيفه را در همه مسائل قبول كرديم تا آنكه حكم شمشير ـ يعنى جنگ با ستمگران ـ را براى ما آورد، ما قبولش نكرديم. يكى از نظرات ابوحنيفه وجوب امر به معروف و نهى از منكر با زبان است كه اگر شخص از منكر دست برنداشت بنابر روايت پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)بايد او را با شمشير اصلاح كرد.»
ابراهيم صائغ كه از فقهاى خراسان و راويان اخبار و از عابدان آن ديار مى باشد، از ابوحنيفه درباره امر به معروف و نهى از منكر سؤال كرد و او گفت: واجب است و حديثى را از عكرمه از ابن عباس برايش نقل كرد كه پيامبر فرمود: «با فضيلت ترين شهداء حضرت حمزه بن عبدالمطلب و كسى است كه در برابر حاكم ستمگر قيام نمايد و امر به معروف و نهى از منكر نمايد و او را بكشد.»[٢]
٢ ـ ابن حزم مى گويد: «اگر از حاكم، ستمى هر چند اندك سر زد، بايد درباره آن با او صحبت نمود و او را از آن مانع شد. پس اگر او باز گشت و به حق
[١] باقلانى: التمهيد ١٨٦ چاپ قاهره. ٢ . جصّاص: احكام القرآن ١/٨١.