فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٢٨ - سياست زياد براى نابودى خوارج     
١ ـ تكفير مرتكب كبيره;
٢ - ردّ اساس حكميت;
٣ ـ تكفير عثمان، على، معاويه، طلحه، زبير و كسانى كه از آنها پيروى مى كردند و كارهاى عثمان را قبول داشتند و حكميت على را درست مى دانستند. آنها تا زمان ابن زبير با همين اصول، پيش مى رفتند.
كعبى مى گويد: خوارج در تكفير على، عثمان، حَكَمان، اصحاب جمل، راضيانِ به حكميت و قيام عليه پيشواى ستمگر و تكفير مرتكبين كبيره، اتفاق نظر داشتند.[١]
اشعرى مى گويد: خوارج در تكفير على ابن ابى طالب(t) به خاطر آن كه او به حكميت تن داده بود، هم نظر بودند و در اين كه آيا كفر او شرك به حساب مى آيد يا نه؟ اختلاف نظر داشتند. همچنين تمامى خوارج جز نجديه كه با بقيه نظر مخالف داشتند، گناه كبيره را كفر مى دانستند و نيز تمامى آنها جز نجديه، اتفاق نظر داشتند بر اين كه خداوند سبحان مرتكبان كبيره را براى هميشه عذاب مى كند.[٢] از استثنايى كه اشعرى كرده معلوم مى شود كه اكثر اين اصول، در دوران ابن زبير و بعد از آن در بين خوارج پديده آمده است; نه در دوران على و معاويه.
حال كه به اين مطلب پى برديم، مى پردازيم به بيان چهار فرقه اى كه اشعرى ذكر كرده است و بقيه را به كتابهايى كه بدين منظور تهيه شده است، ارجاع مى دهيم.