فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٣٣ -       اول آنچه كه شناخت آن در محدوده عقيده واجب است     
او خدا و رسولش را دوست دارد و خداوند پيروزى را به دست او نصيب ما مى كند. عمر بن خطاب مى گويد: من امارت را خوش نداشتم مگر آن روز. مى گويد: من خودم را بلند كردم به اميد آنكه براى آن انتخاب شوم. مى گويد: پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)على بن ابى طالب را فرا خواند و پرچم را به او داد و فرمود: برو و رو برنگردان تا خداوند پيروزى را نصيب تو گرداند. على كمى كه رفت ايستاد و بدون آنكه رو برگرداند، صدا زد: اى فرستاده خدا! با چه معيارى با آنها بجنگم؟
پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: با آنها بجنگ تا به لا اله الا الله و أنّ محمداً رسول الله، شهادت دهند. وقتى چنين كردند جان و مالشان را از تو حفظ كرده اند مگر آنكه خداوند حكمى بدهد و حسابشان با خداست.[١]
بنابراين اگر اقرار به شهادتين در مسلمان و مؤمن محسوب شدن مُقِر كافى باشد دلالت التزامى آن مى رساند كه شناخت فراتر از شهادتين لازم نيست.
روايتى از امام رضا(عليه السلام)نيز اين مدعا را روشن مى سازد. او از پدرانش از على(عليه السلام)نقل مى كند كه پيامبر(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: من مأمور شده ام با مردم بجنگم تا لا اله الا الله، بگويند. وقتى آن را گفتند، جان و مالشان بر من حرام مى شود.[٢]
ابو هريره روايت مى كند: رسول خدا(صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: من مأمور شده ام با مردم بجنگم تا لا اله الا الله، بگويند. وقتى لا اله الا الله، گفتند جان و مالشان را از من حفظ كرده اند مگر آنكه خداوند حكمى دهد و حسابشان با خداست.[٣]
[١] مسلم: الصحيح ٧/١٢١، ابن عساكر: ترجمة الامام على ١/١٥٩ ح٢٢٢، النسايى: خصائص امير المؤمنين ٥٧.
[١] مجلسى: البحار ٦٨/٢٤٢.
[١] مجلسى: البحار ٦٨/٢٤٢، در تعليقه اى از مشكات المصابيح نقل كرده است.