فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٧٢ -       ٦ ـ معمر المثنى     
٦ ـ معمر بن المثنى (١١٠ ـ ٢١٣):
او عبيده تيمى،[١] بصرى است. خطيب در تاريخش از او به عنوان علاّمه نحوى ياد مى كند. گفته شده: او در سال ١١٠ و در شبى كه حسن بصرى به دنيا آمده، متولد شده است. از جاحظ نقل شده كه گفته است: هيچ خارجى و اشتراكىِ داناتر از او به همه علوم در جهان نبوده است.[٢]
ابن قتيبه مى گويد: او از غرايب و اخبار و حوادث عرب با اطلاع بود. او با اين همه آشنايى و شناخت، چه بسا بيتى را مى گفت كه به آخر نمى رساند و دوباره خرابش مى كرد. وقتى قرآن را از رو مى خواند اشتباه مى خواند. او عرب را دشمن مى داشت و در معايب آنها كتابى تأليف نمود. او بر مذهب خوارج بود.[٢]
ابن خلكان از بعضى نقل نموده كه هارون الرشيد او را در سال ١٨٨ از بصره به بغداد آورد. در آنجا او چيزهايى را از كتاب خود براى هارون خواند و حديث آن را به هشام بن عروه و ديگران نسبت داد. افرادى چون على بن مغيره اثرم، ابوعبيدالقاسم بن سلام، ابو عثمان مازنى، ابو حاتم سجستانى، عمر بن شبه و ديگران از او روايت كرده اند. براى آشنايى خوانندگان با نحوه تفسير او عبارت زير را برگزيديم:
مردى از او درباره اين آيات سؤال نمود: (أَذَلِكَ خَيْرٌ نُزُلاً أَمْ شَجَرَةُ الزَّقُّومِ * إِنَّا جَعَلْنَاهَا فِتْنَةً لِلظَّالِمِينَ * إِنَّهَا شَجَرَةٌ تَخْرُجُ فِي أَصْلِ الْجَحِيمِ * طَلْعُهَا كَأَنَّهُ رُؤُوسُ الشَّيَاطِينِ * فَإِنَّهُمْ لاَكِلُونَ مِنْهَا فَمَالِئُونَ مِنْهَا الْبُطُونَ).[٣]
[١] او با ولاء، تيمى است. ٢ . خطيب بغدادى: تاريخ بغداد ١٣/٢٥٢ شماره ٧٢١٠.
[١] ابن قتيبه: المعارف ٢٤٣.
[١] صافات: ٦٢ ـ ٦٦ «آيا اين جايگاه بهتر است يا درخت زقوم، ما آن را فتنه اى براى ٢
ستمكاران قرار داديم و آن درختى است كه از دل جهنم بيرون مى آيد ميوه هايش گويا سرهاى شياطين است و اين ستمكاران از آن مى خورند و شكمهايشان را از آن پر مى كنند.»