فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٣٥ - ٧ ـ تولى، تبرى، توقف     
و باز او(صلى الله عليه وآله وسلم)مى فرمايد: «سه كس غيبت ندارد: حاكم ستمگر، فاسق متجاهر و بدعت گذار.»[١]
بنابراين وجوب تبرى شروطى دارد كه به آن اشاره مى كنيم:
١ ـ همانگونه كه دانستى در تبرّى بايد احتمال تأثير تبرّى در باز داشتن گناهكار از معصيت وجود داشته باشد وگرنه تبرّى واجب نيست چنانكه در تمامى مراتب امر به معروف چنين است.
٢ ـ اظهار تبرّى سبب اصرار او بر گناه و پايدارى او بر خطا نشود كه در اين صورت ايجاب تبرّى نتيجه معكوس خواهد داشت.
٣ ـ در تبرّى كافى است كه شخص كراهت قلبى اش را از عمل خطاكار ابراز نمايد و به آن حد از سختگيرى كه گوينده اباضى معتقد است، نيازى نيست.
آيات و روايات باب تبرى، درباره آن دسته از كافران و گناهكاران وارد شده كه بر شيوه باطل و نادرست خود پا مى فشارند و كسى را كه فقط يكبار مرتكب گناه شده و شواهد نشان مى دهد كه او در آينده توبه مى كند و به راه راست باز مى گردد، در بر نمى گيرد. اما آنچه كه گوينده مذكور در چگونگى تبرى بيان مى كند ادعاى بى دليل است بلكه دليل بر خلاف آن قائم است زيرا رفتار آن چنانى با گناهكاران كه گوينده مذكور ادعا مى كند در زمان پيامبر رايج نبوده است. چنين رفتارى تنها درباره كسانى كه اصرار بر تبهكارى داشتند يا از جنگ سر باز مى زدند اعمال مى شد كه اين سخن خداوند سبحان گوياى حال آنان است: (وَ عَلَى الثَّلاَثَةِ الَّذِينَ خُلِّفُوا حَتَّى إِذَا ضَاقَتْ عَلَيْهِمُ الأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ وَ ضَاقَتْ عَلَيْهِمْ أَنْفُسُهُمْ وَ ظَنُّوا أَنْ لاَ مَلْجَأَ مِنَ اللهِ إِلاَّ إِلَيْهِ ثُمَّ تَابَ عَلَيْهِمْ لِيَتُوبُوا إِنَّ اللهَ هُوَ
[١] همان: حديث ١.