فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٣٢ - ٧ ـ تولى، تبرى، توقف     
سركشان و هدايت منحرفان و تربيت متذرّعان[١] اهتمام ورزند.
از انصاف به دور است كه ما از گناهكاران چشم بپوشيم و آنها را با مؤمنان نيكوكار در يك صف قرار دهيم بلكه بايد گناهكار را از گناه باز داريم و تا مادامى كه به راه خدا باز نگشته است، دشمنى خود را به او يادآور شويم و با او و صالحان برخورد يكسان نداشته باشيم. محبت و طلب مغفرت و نيك رفتارىِ كه ما نسبت به كسى كه او در نهان و آشكار خدا را در نظر مى گيرد و در هر خطاى صغيره و كبيره به او باز مى گردد و حدود الهى را محترم مى دارد و از آن تخطى نمى كند، در پيش مى گيريم از او دريغ داريم (وَ لْيَجِدُوا فِيكُمْ غِلْظَةً)[٢].
اباضيه گناهكاران را خارج از دين نمى دانند و آنها را به شرك محكوم نمى كنند، اما برائت و دشمنى و اعلام اين دشمنى به آنها را واجب مى دانند تا آنكه از معصيت دست برداشته به خدا باز گردند.[٣]
اين بود خلاصه اى از آنچه كه اباضيه در مسأله تولّى و تبرّى و توقف ذكر كرده اند.
بررسى:
گمان نمى كنم كسى كه با كتاب و سنت آشنايى يا با آن حشر و نشر دارد منكر وجوب تولّى و تبرّى باشد زيرا اين دو منبع اساسى، از دستور به تولّىِ پيامبر و مؤمنين و تبرّى از مشركين و اهل كتاب و خطاكاران پُر است. اينك به ذكر
[١] متذرّع به كسى گفته مى شود كه مادرش عرب و پدرش غير عرب باشد و در اينجا منظور كسانى اند كه در خانه تربيت درستى ندارند، (م).
[١] توبه: ١٢٣ «كفار بايد از شما درشتى و تندى را حس كنند.»
[١] على يحيى معمر: الاباضية فى موكب التاريخ، الحلقة الاولى ٨٣ ـ ٨٧.