فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٩٥ -       فقه جابر بن زيد     
بررسى:
اگر سؤال، سؤال درستى بود اين حاشيه و امثال آن كه مؤلف كتاب به آن دست يازيده است جا نداشت و اين نشانگر كوته فكرى و ناآشنايى او با جايگاه سؤال و مقام مسئول عنه است و جالب است كه جواب ام المؤمنين در اين كتاب ذكر نشده و سنت هم (كه آنها به دنبالش بودند) به دستشان نرسيده است. شايد تكذيب اصل قضيه بهتر از توجيه آن بود.
در اينجا ملاحظه اى در رابطه با زندگى جابر است و آن اينكه نماز خواندن او به امامت حجاج مى تواند تقيه را توجيه كند و اما اخذ جوايز كه به معناى قوام بخشيدن به ولايت حجاج و مشروعيت دادن به آن است چگونه مى تواند تقيه را توجيه كند؟ آيا بهتر نبود كه از گرفتن آن سر باز مى زد همانطور كه از قبول قضاوت سر باز زد؟
مطالب مذكور، در اينكه اين شخص اباضى و از ياوران مذهب باشد افاده اطمينان و اذعان نمى كند زيرا تقيه چيزى است كه بين اباضيه و ديگر مذاهب مشترك است اما آنچه كه جاى تقدير از اين شخص و اين طايفه دارد همان شجاعت ادبى آنها در اظهار به جواز تقيه و عمل به آن در دوران حيات آنهاست در حالى كه بقيه اهل سنت با آنكه در حيات سياسى و اجتماعى خود به تقيه عمل مى كنند ولى از اظهار به جواز آن خوددارى مىورزند، تازه اگر حرمت آن را اظهار نكنند!
فقه جابر بن زيد: