فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٣٧ -       جواب نافع از نامه نجده     
پدر به جاى فرزند و فرزند به جاى پدر كيفر داده نمى شود. همانا خداوند در كمين است و داورى اش بر عدل استوار و گفتارش پايان بخش هر چيزى است. والسلام.
جواب نافع از نامه نجده:
اما بعد: نامه ات رسيد و در آن موعظه ام نموده اى و تذكرم داده اى و نصيحتم كرده اى و نهى ام نموده اى و بر اينكه در گذشته بر حق بودم و از ثواب بهره مى بردم توصيفم نموده اى. از خدا مسئلت مى نمايم كه مرا از كسانى قرار دهد كه سخنان را مى شنوند و آنگاه بهترينش را برمى گزينند.
تو مرا بر اين كه قاعدين را كافر مى دانم و كشتن كودكان را جايز مى شمارم و امانات مخالفين را حلال مى دانم، سرزنشم كرده اى. اينك همه را برايت تفسير مى كنم. انشاءالله.
اما قاعدين، اينها مانند آن قاعدينى كه ذكر كردى و در عهد رسول الله(صلى الله عليه وآله وسلم)بودند، نيستند زيرا آنان در مكه مغلوب و محصور بودند و راهى براى فرار نداشتند و راهى براى پيوستن به مسلمانان نمى يافتند ولى اينان در دين تفقه مى كنند و قرآن مى خوانند و راه براى شان روشن است. كلام خداوند را درباره كسانى كه مثل اينان بودند، شنيدى كه آنها مى گفتند: (كُنَّا مُسْتَضْعَفِينَ فِي الأَرْضِ)[١] و خداوند فرمود: (أَلَمْ تَكُنْ أَرْضُ اللهِ وَاسِعَةً فَتُهَاجِرُوا فِيهَا )[٢] و فرمود: (فَرِحَ الُْمخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلاَفَ رَسُولِ اللهِ وَ كَرِهُوا أَنْ يُجَاهِدُوا
[١] نساء: ٩٧ «ما در زمين بيچاره و ناتوان بوديم.»
[١] نساء: ٩٧ «آيا زمين خدا فراخ نبود تا در آن مهاجرت كنيد.»