فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٦٨ -       آيا خوارج، انصار و شيعه على بودند؟     
خداوند با اين بيان ريختن خون آنها را به خاطر سركشى و شورش بر امام واجب الاطاعه حلال نموده است. بنابراين، اين سخن كه: «آيا ايمان سبب ريختن خونشان شده است؟...» معنى ندارد.
٢ ـ اين سخن شاعر: «تو آنها را در پيش درندگان رها ساختى...» اشاره دارد به اينكه امام آنها را كشت و سپس مثل كسى كه او را درنده دريده باشد و رها سازد، آنها را رها ساخت ليكن تاريخ خلاف آن را گواهى مى دهد. طبرى مى گويد:
«عدى بن حاتم فرزندش، طرفه را جستجو مى كرد. او را پيدا كرده دفنش نمود. آنگاه گفت: حمد مخصوص خدايى است كه مرا در روزى كه به تو نياز داشتم، امتحان نمود. آنگاه بسيارى از كشتگان آنها را دفن نمود...»
امام به عواطف ارزشمند انسانى اقدام نمود. طبرى مى گويد: «على دستور داد آنهايى را كه رمق دارند جستجو كنند. تعدادشان چهارصد نفر بود. دستور داد كه آنها را به خانواده هايشان تحويل دهند و فرمود: آنها را با خود ببريد و مداوا نماييد. وقتى خوب شدند به كوفه بياوريد و هر چه در لشكرشان يافتيد، برداريد و فرمود: سلاحها و چهارپايان و آنچه كه در جنگ از آن استفاده كرده اند، سهم مسلمانان است و اما كالاها و بندگان و كنيزانشان را به صاحبانشان برگردانيد.»[١]
٣ ـ شاعر به اين سخنش: «تو ندا دادى: براى حمله، مرا با قبيله هايتان يارى نماييد. آنها هم يارى دادند و تنور جنگ داغ شد» اشاره دارد به همكارىِ كه آنها در جنگ جمل و صفين، پيش از بالا رفتن قرآن ها بر نيزه ها، با على(عليه السلام)داشتند. او در اين حرف و نسبت، صادق است اما متأسفانه! آنها در موقعيت حساسى كه بين
[١] طبرى: تاريخ ٤/٦٦.