فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٧١ -       اوهامى چند پيرامون بنيانگذار مذهب     
مى كنيم. مردم، كافر نعمات و احكامند و از شرك به دورند و تنها خونشان بر ما حلال است و اموالشان بر ما حرام است.[١]
مبّرد نامه ابن ازرق را به صورت ديگرى نقل كرده است كه مفادش با اين نقل يكى است و اضافه كرده است: ابن صفار نامه را به ابوبيهس و عبدالله بن اباض داد. ابوبيهس به ابن اباض نگاه كرد و گفت: نافع افراط كرد و كافر شد و تو تفريط كردى و كافر شدى.[٢]
اين است عبدالله بن اباض و اين است رفاقت او با نافع بن ازرق و مفارقت او از نافع در مسأله تكفير مسلمانان بر كفر ملّى و دينى و اين است نظر او درباره اباحه خون مسلمانان (پس از اتمام حجت) و به خاطر همين شيوه اعتدال اباضيه است كه مبّرد مى گويد: عقيده عبدالله بن اباض به اهل سنت نزديكتر از ديگر عقايد گمراه است.
اوهامى چند پيرامون بنيانگذار اين مذهب:
در كتابهاى فِرَق و تاريخ اوهامى چند درباره اين شخص وجود دارد:
١ـ ابن اباض در زمان مروان بن محمد خروج كرد.[٣] ولى اين پندار توهمى بيش نيست چون اوچهل سال قبل از آن مرده بود.
٢ ـ زبيدى مى گويد: آغاز حركت او در زمان خلافت مروان حمار بود.[٤]
[١] طبرى: تاريخ ٤/٤٣٨ ـ ٤٤٠.
[١] مبرد: الكامل ٢/٢١٣ ـ ٢١٤ نامه ابن ازرق به آن دو در بحث از بيهسيه گذشت. نگاه كنيد.
[١] خير الدين زركلى در الاعلام ٤/١٨٤ اين مطلب را از حاشيه الاغانى ٣٣٠ جلد هفتم نقل كرده است.
[١] زبيدى: تاج العروس ماده ابض.