فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٤١ -       نامه نافع به خوارج بصره     
شدى. تو عقيده دارى كه مخالفين ما مشرك نيستند و فقط كفران نعمت كرده اند چون قرآن و پيامبر را قبول دارند و عقيده دارى كه ازدواج با آنها و ميراث آنها و زندگى در بين آنها حلال و گواراست. آنگاه ابوبيهس به ابراز عقيده خويش پرداخت كه در جاى خودش بيان خواهد شد.
از اين نامه نافع و از نامه اى كه او به عبدالله بن زبير نوشت، برمى آيد كه در بين خوارج او از افراطيان بوده و در تاريخِ خوارج از او افراطى تر ديده نشده است.
در آن ايام عبدالله بن حارث خزاعى از طرف عبدالله بن زبير والى بصره بود. عبدالله بن حارث سپاهى را به فرماندهى مسلم بن عبس بن كريز بن حبيب بن عبدالشمس به جنگ ازارقه فرستاد. دو سپاه در دولاب اهواز بهم رسيدند. سليم بن عبس با تعداد زيادى از يارانش به قتل رسيد. پس از او عمر بن عبيدالله بن معمر تميمى با دو هزار سوار از بصره به جنگ آنها رفت اما ازارقه او را شكست دادند.
پس از آن حارثه بن بدر غدانى با سه هزار نفر از لشكريان بصره به جنگ آنها رفت. ازارقه آنها را نيز شكست دادند.
آنگاه عبدالله بن زبير از مكه به مهلّب[١] بن ابى صفره كه آن روز در
[١] او، ابوسعيد مهلّب پسر ابى صفره است و نام ابى صفره، ظالم بن سراق أزدى از أزد عتيك است. مهلّب از شجاعترين مردم بود. او بود كه بصره را از خوارج حفظ كرد و مردم، آن را بصره مهلّب ناميدند. عبدالله بن زبير در سال ٦٥ او را والى خراسان كرد. با خوارج جنگيد و بسيارى از آنان را از بين برد و در دوران عبدالملك بن مروان بار ديگر جنگ با آنها را عهده دار شد و در سال ٨٢ درگذشت. المعارف: ٣٣٩، العبر: ١/٧٢ ـ ٧٥ ـ ٧٧ ـ ٨٨ ـ ٩٢ ـ ٩٥.