فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ١٨٠ - اول حاكميت حس اعتراض جويى بر قاريان كوفه     
شدن حق باشد، توصيه مى كند. مثلا وقتى انسان ببيند كه گفتار رهبر با رفتارش يكسان نيست، او مى تواند از او سؤال كند و انتقاد نمايد اما با شيوه اى كه هدف از آن رسيدن به حق باشد و اين چيزى است كه اسلام به آن دعوت مى كند; خصوصاً آنجا كه رهبر، غير معصوم باشد، بلكه نظير آن را در زمان معصوم نيز مشاهده مى كنيم. سيره نويسان نقل مى كنند: وقتى عبدالله فرزند پيامبر از دنيا رفت پيامبر بر او گريه كرد و اشك بر گونه هايش جارى شد. يكى از اصحاب گفت كه اين كار پيامبر با توصيه اى كه بر گريه نكردن بر مرده نموده، منافات دارد. پيامبر جوابش داده و به سوى حق هدايتش نمود و فرمود: (از گريه بر مرده نهى نكردم) از دو صداى بى معنى و دو چيز ديگر منع كرده ام: صداى شيون هنگام مصيبت و خراشيدن صورت، چاك كردن پيراهن و بانگ شيطانى و صداى آواز خوانى منع كرده ام اما اين (گريه بر مرده) رحمت است. كسى كه رحم نداشته باشد، رحم نبيند.[١]
بلى اگر هدف صرف اظهار نظر و اشكال تراشى باشد، اين چيزى است كه كتاب و سنت آن را مجادله باطل خوانده است: (مَا يُجَادِلُ فِي آيَاتِ اللهِ إِلاَّ الَّذِينَ كَفَرُوا فَلاَ يَغْرُرْكَ تَقَلُّبُهُمْ فِي الْبِلاَدِ )[٢] و خداوند سبحان فرمود: (وَيُجَادِلُ الَّذِينَ كَفَرُوا بِالْبَاطِلِ لِيُدْحِضُوا بِهِ الْحَقَّ ).[٣]
ما مى بينيم كه اين دو شيوه اعتراض، در اشتر و ياران صالحش از يك
[١] برهان الدين حلبى: السيرة الحلبية، ٣/٣٩٥.
[١] غافر: ٤ «در آيات خداوند جز كافران مجادله نمى كنند پس مبادا گردش آنها در شهر تو را بفريبد.»
[١] كهف: ٥٦ «كافرين به جدال مى خواهند حق را با باطل پايمال كنند.»