فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٠٢ - ٤ ـ قيام ابو مريم آزاد شده بنى حرث بن كعب     
مى جنگيد و گاهى آنان را مى بخشيد. طبرى مى گويد: معاويه، مغيره را به عنوان حاكم كوفه منصوب كرد. او هم مرد خوشگذرانى بود. با مردم رفتار خوبى در پيش گرفت. از عقايد مردم بازجويى نمى كرد. مردم نزدش مى آمدند و مى گفتند: فلانى عقيده شيعى دارد. فلانى عقيده خوارجى دارد و او مى گفت: قضاى خداوند اين است كه مردم عقايد مختلفى داشته باشند و به زودى خداوند درباره آنچه كه بندگانش اختلاف دارند، حكم خواهد كرد و بدين ترتيب امنيتى براى مردم فراهم نموده بود.[١]
اينك برخى از رويارويى هاى مغيره با خوارج:
٣ ـ قيام معين خارجى:
به مغيره خبر دادند كه معين بن عبدالله قصد شورش دارد. مغيره نيرويى به سراغ او فرستاد و او با يارانش گرفتار و سپس محبوس شدند. مغيره جريان كار را به معاويه گزارش داد. معاويه به او نوشت: اگر حاضر شد به خلافت من شهادت دهد، كارش نداشته باش. مغيره او را احضار كرد و به او گفت: آيا حاضرى شهادت دهى كه معاويه خليفه و امير المؤمنين است؟ گفت: شهادت مى دهم كه خداوند عزّ و جلّ حق است و قيامت آمدنى است و شكى در آن نيست و خداوند مردگان را محشور مى كند. مغيره دستور داد او را كشتند.[٢]
٤ ـ قيام ابو مريم آزاد شده بنى حرث بن كعب:
پس از آن ابو مريم آزاد شده بنى حرث بن كعب قيام كرد. دو زن، قطّام و كحيله نيز همراه او بودند و او اولين كسى بود كه با زنان قيام مى كرد. از اين رو ابو
[١] طبرى: تاريخ ٤/١٣٢. ٢ . ابن اثير: الكامل ٣/٢٠٦.