فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٨٠ -       آيا اباضيه از خوارج است؟     
از برخورد ازارقه با مردم در بلاد مشرق بود. وحشيگرى صفريه بربر با شبيخون به قيروان و اشغال آنجا در سال ١٣٩ به اوج خود رسيد. آنها در برخورد با مردم و مساجد آنها مرتكب اعمالى شدند كه ذكر آن، بدن را مى لرزاند. اين كار به دست قبيله «ورفجومه» از افراطيان صفريه انجام گرفت. بعدها پيشوايى بربرها پس از آنكه بربرها از خشونت صفريه و تندروى قلدرانه آنها به تنگ آمدند از صفريه به اباضيه منتقل شد و از آن زمان به بعد صفريه ضعيف شد و بيشتر آنها به اباضيه رو آوردند.[١]
٦ ـ مذهب اباضيه در اصول خود، بر كتاب و سنت تكيه مى كند و در بسيارى از اصول و فروع با اهل سنت شريك است و با آنها جز در مسائل قليلى به همان اندازه كه مذاهب اهل سنت در بين خود اختلاف دارند، اختلافى ندارد. هيچ مذهبى نخواهد بود كه با مذاهب ديگر در مسائلى كم يا زياد، اختلافى نداشته باشد. پا فشارى مذهب اباضيه بر كتاب و سنت و نزديكى آن با مذاهب اهل سنت بدان جهت است كه بنيانگذار آن، جابر بن زيد، دين را از آن دسته از صحابه اخذ كرده كه صاحبان مذاهب اهل سنت يعنى حنفيه، شافعيه، مالكيه و حنابله مذهب شان را از آنها اخذ كرده اند بلكه او نسبت به صاحبان اين مذاهب اين امتياز را دارد كه او دين را بدون واسطه از صحابه گرفته است ولى آنها بسيارى از مسائل دينى شان را از تابعين گرفته اند. همچنين احاديثى را كه او و ديگر علما و فقهاى اباضيه و گرد آورندگان احاديث آنها مانند ربيع بن حبيب و ديگران جمع كرده اند، همان احاديثى است كه بخارى و مسلم و ديگر ائمه حديث مانند ابو داود، ترمذى، نسايى، ابن ماجه، دارقطنى، طبرانى، بيهقى و ساير
[١] دكتر رجب محمد عبدالحليم: الاباضية فى مصر و المغرب ٠٥٣