فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٥٥ - عزابه تعريف عزابه، ريشه كلمه عزابه     
در برابر خدا و مردم بايد حساب سختى پس بدهند، چنانچه مردم در اين حد از ناتوانى رسيدند نوبت به تنظيم ديگرى به نام كتمان مى رسد. در شرايط كتمان مؤمنان بايد با امتناع از پذيرش مسئوليتهاى ظالمانه، از همكارى با ظالمان دورى نمايند و خودشان به طور دسته جمعى امورشان را عهده دار شوند تا بتوانند دين خدا را تبليغ نمايند و قلبهايشان را از ايمان به خدا پر سازند و معارف و فرهنگ اسلامى را نشر دهند تا مردم از دين خدا آگاه گردند و با ستمگران ارتباطى نداشته باشند جز در بعضى موارد و تنگناها مانند پرداخت ماليات به حاكمان. اين همان جمعيات يا «حلقه عزّابه» در تشكيلات اباضيه است.[١]
عزّابه:
تعريف عزّابه: عزّابه يك هيئت چند نفره متشكل از برجسته ترينِ مردم از حيث علم و صلاح است. اين هيئت اداره كامل جامعه اباضى اعم از دينى، تعليمى، اجتماعى و سياسى را بر عهده دارد. اين هيئت در زمان ظهور و دفاع به عنوان مجلس مشورتى براى رهبرى يا كارگزار و نايب او عمل مى كند. اما در زمان شراء و كتمان به عنوان شوراى رهبرى عمل مى كند و وظايف رهبر را انجام مى دهد.
هيئت عزّابه شخصى را از بين خود به عنوان رئيس انتخاب مى كنند كه «شيخ عزّابه» ناميده مى شود. او از همه داناتر و با تدبيرتر است و لازم نيست كه از ديگران سن بيشترى داشته باشد. رياست هيئت را در جلسات، شيخ آن بر عهده دارد و در كارهاى مربوطه، به دستور او جلسه تشكيل مى شود و او از طرف هيئت
[١] على يحيى معمر: الاباضية فى موكب التاريخ، الحقلة الاولى ٩٣ ـ ٩٦.