فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٧٤ -       باز پس گيرى شريعه آب از سربازان معاويه     
جنگ نتيجه نداد و آتش آن خاموش گرديد. محمد بن على مى گويد: اين هنگام بود كه حكميت آن دو نفر پديد آمد. اين نيرنگ در اراده بسيارى از سپاهيان على (عليه السلام)اثر گذاشت چون آنان فكر مى كردند كه روآوردن به قرآن براى رسيدن به حق است و غافل از اينكه اين نيرنگ پسر نابغه (عمرو بن عاص) بود كه به معاويه ياد داده بود و سخن حقى بود كه باطل از آن اراده شده بود و هدف نهايى از آن ايجاد تفرقه و پراكندگى و تزلزلِ سپاهيان على بود تا آتش جنگى را كه به پيروزى على و سپاهيان او و شكست معاويه و يارانش منتهى مى شد، خاموش نمايند.
اين خدعه و فريب جاى خود را در ميان سپاه عراق بازكرد، به طورى كه از هر طرف صدا بلند شد: «به صلح تن دهيد و به حكم قرآن گردن نهيد!»
وقتى على تأثير اين نيرنگ را بر كوته فكران لشكر دريافت، بلند شد و خطاب به لشكر گفت: اى مردم! بدانيد من در اجابت كتاب خدا از همه شايسته ترم اما معاويه، عمروبن عاص، ابن ابى معيط، حبيب بن مسلمه و ابن ابى سَرح اهل دين و قرآن نيستند. من آنها را بهتر از شما مى شناسم. در كودكى با آنها بوده ام و در بزرگى همراه شان بوده ام. آنان بدترين كودكان و بدترين مردان بوده اند. دعوت به قرآن، كلام حقى است كه از آن باطل اراده شده است. سوگند به خدا آنها قرآنها را براى اين بالا نبرده اند كه آن را بفهمند و بدان عمل نمايند، بلكه اين كار آنها يك نوع نيرنگ و فريب است. شما با نيروى رزمى و اتحاد فكريتان ساعتى همراهيم نماييد، آنگاه حق بر جاى خود استقرار مى يابد و دماغ ستمگران به خاك ماليده مى شود.[١]
[١] ابن مزاحم: وقعة صفين ٥٦٠. تاريخ ٤/٤٣ - ٣٥.