فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٢٥٩ -       ج ـ اصحاب سؤال     
درباره كودكان مؤمن معتقدند: آنان در كودكى و بلوغ تا وقتى كفر نورزيده اند، مؤمنند. كودكان كفار در كودكى و بلوغ تا وقتى كه ايمان نياورده اند، كافرند. درباره قَدَر، عقيده معتزله را پذيرفته اند (يعنى افعال انسان به خود او نسبت داده مى شود، نه به خداوند سبحان).
اين بود بيهسيه و گروه هاى منشعب از آن.
در اينجا نظرات ديگرى هست كه به بعضى از بيهسيه ها نسبت داده شده ولى قائل آنها معلوم نيست. از جمله، سخن يكى از بيهسيه است كه مى گويد: اگر كسى زنا كرد كافر نمى شود تا نزد امام و يا حاكم برده شود و او، حد را بر او جارى مى كند. گروهى از صفريه در اين نظر با آنان هم عقيده اند; با اين تفاوت كه آنان مى گويند: ما زانى را نه كافر مى دانيم و نه مؤمن بلكه درباره او توقف مى كنيم.
يكى ديگر از آن نظرات، اين است: وقتى رهبر، كافر شود، رعيت نيز كافر مى شود و دار، دار كفر مى گردد و مردمِ آن همگى، مشرك محسوب مى شوند و نماز جز به كسى كه شناخته شده باشد اقتدا نمى شود. آنها قائلند كه در هر شرايط، جنگ با اهل قبله و اخذ اموال آنها و اسير گرفتن زنان آنها جايز است.