فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٣٠٩ - ٢ ـ امتناع رؤيت خداوند سبحان در آخرت     
اين مورد بيان كرده اند، كند و كاو كنيم. ميانه روهاى اباضيه، رؤيت به معنى كمال علم به خداوند متعال را نفى نمى كنند و رؤيت به معنى صورت متخيله در اذهان مردم را نفى مى كنند.»[١]
اين مطلب از ديد نويسنده دور مانده كه از قرن اول تا قرنهاى اخير، نزاع بر سر رؤيت با چشم بوده است; نه رؤيت با حس ششم كه نويسنده آن را كمال علم مى نامد زيرا قائلين به رؤيت خدا، به امثال روايت بخارى استناد مى كنند كه پيامبر (صلى الله عليه وآله وسلم)فرمود: «شما خداوند را همانند ماه شب چهارده، بدون هيچ مانعى مى بينيد.» بنابراين پژوهشگر كلامى ناچار بايد يا اين اصل را بپذيرديا از اساس آن را منكرشود. اماقائل شدن به رؤيت با حس ششم به معنى كمال علم، تفسيرى نابجا و خروج از جايگاه بحث است.
به اعتقاد من و هر انديشمند ديگر، نويسنده به اميد نزديك كردن اباضيه به اهل سنت، به اين شيوه نامطلوب تن در داده و مردانه به دفاع از مذهبش نپرداخته است. البته، صالح بن احمد صوافى در اينجا مسأله را به صورت محكم و استوار مطرح كرده و اشكالات قائلين به رؤيت را پاسخ گفته است و همانطور كه مى بينيد او به تفسير (وُجُوهٌ يَوْمَئِذ نَاضِرَةٌ * إِلَى رَبِّهَا نَاظِرَةٌ )[٢] كه مهم ترين ادله قائلين به رؤيت است، پرداخته و گفته است:
اولا: نظر در لغت غير از رؤيت است. لذا گفته مى شود به هلال نظر كردم ولى آن را نديدم و گفته نمى شود كه هلال را رؤيت كردم ولى آن را نديدم.
[١] على يحيى معمر: الاباضية بين الفرق الاسلامية ١/٢٩١ ـ ٢٩٢.
[١] قيامت: ٢٣ ـ ٢٢ «آن روز چهره گروهى از شادى نورانى است و (با چشم دل) جمال پروردگارشان را نظاره مى كنند.»