فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٤٨٢ -       جهت دوم آيا مرتكب معاصى مؤمن است يا كافر؟     
بررسى:
مراد آيه همان اطاعت در حلال شمردن مردار است; نه در خوردن آن
و شكى نيست كه كسى كه حرام خدا را حلال مى شمارد مشرك است و همانطور كه ما در جاى خود، آن را ثابت كرده ايم، قانونگذارى و تشريع كار خداست
و در عالم تشريع، غير از او قانونگذارى نيست. پس كسى كه مردار را
حلال مى شمارد، در واقع براى خداوند سبحان، نه در ذات و صفات بلكه در افعال همتا قائل شده است و ديگرى را در اعطاى فعل به غير، با خدا شريك كرده است.
كلام خداوند سبحان اين معنى را روشن مى سازد: (اِتَّخَذُوا أَحْبَارَهُمْ وَ رُهْبَانَهُمْ أَرْبَابًا مِنْ دُونِ اللهِ وَ الْمَسِيحَ ابْنَ مَرْيَمَ) .[١] در تفسير آيه آمده است كه آنها براى احبار و رهبان نماز و روزه به جا نمى آوردند بلكه از آنها در تحليل حرام و تحريم حلال پيروى مى كردند.[٢]
جهت دوم: مرتكب معاصى مؤمن است يا كافر؟
همانگونه كه متوجه شديد ازارقه و نجديه مى گفتند كه معاصى شرك است و اباضيه در مخالفت آنها مى گفتند كه معاصى كفر و مرتكب آن كافر است. در جهت دوم از اين موضوع بحث مى شود. قبل از پرداختن به بررسى ادله آنها، حقيقت ايمان و كفر را بيان مى كنيم و مى گوييم:
حقيقت ايمان همان تصديق قلبى است و قلب نيز همان چيزى است كه
[١] توبه: ٣١ «آنها علماء و راهبان خود را در برابر خدا پروردگار خود قرار دادند و نيز مسيح بن مريم را.»
[١] طبرسى: مجمع البيان٣/٢٣.