فرهنگ عقايد و مذاهب اسلامى - سبحانی، علیرضا - الصفحة ٥٧٠ -       ٥ ـ ضحاك بن قيس     
٥ ـ ضحاك بن قيس:
در تاريخ آمده است كه ضحاك بن قيس فرمانده لشكر بود و در زمان او دولت اموى رو به اضمحلال بوده است. غير از فرماندهى لشكر خصوصيت ديگرى نظير علم، شعر و ادب براى او ذكر نكرده اند. ابن اثير از جنگهاى او با امويان ياد كرده است و ما آنچه را كه او در تاريخش آورده به مقتضاى شرح حال اين شخص به طور اجمال، بيان مى كنيم.
مروان بن محمد آخرين خليفه اموى در سال ١٢٧ سپاهى را به جنگ ضحاك فرستاد. سپاه در نخيله بدو رسيد. جنگ شديدى بين طرفين در گرفت. ضحاك بر آنان چيره گشت و با تصرف كوفه وارد آن شهر شد.[١]
سپس ضحاك براى رويارويى با جماعت شكست خورده، از كوفه به واسط رفت. مردم آنجا براى جنگ آماده شده بودند. جنگ آغاز شد و در طول ماه هاى شعبان، رمضان و شوال جنگ ادامه يافت.
پس از آن طرفين مصالحه كردند و ضحاك به كوفه رفت. مردم موصل از او خواستند كه به سوى آنها بشتابد تا آنها او را در تسخير شهر يارى دهند. او با تعدادى ازسپاهيانش پس از بيست ماه بدانجا رسيد. مردم، شهر را تصرف كردند و ضحاك وارد شهر شد و والى آنجا را كه از طرف مروان بود با ياران اندك او به قتل رساند و اين وقتى بود كه آنها عليه ضحاك وارد جنگ شدند.
اين خبر به مروان رسيد. او در آن زمان شهر حمص را در محاصره داشت و با مردم آنجا در حال جنگ بود. مروان به پسرش عبدالله كه جانشين او در
[١] ابن اثير: الكامل ٥/٣٣٥ ـ ٣٣٦.